هرگز عاشق مشو مگر آنکه بتوانی همه عیب های آدمی را تحمل کنی.
گزيده اى از خطبه حضرت زينب (س

گزيده اى از خطبه حضرت زينب (س
O اى اهل كوفه ! اى دغلبازان فريبكار بى وفا! آيا گريه مى كنيد؟ پس اشك شما نخشكد و ناله تان خاموش نگردد، مثل شما همچون آن زن احمق است كه پنبه هايى را مى رشت و نخ مى ساخت ، دوباره آنچه را كه رشته بود پنبه مى كرد و آنچه را كه بافته بود باز مى كرد.
O پس بگرييد كه سزاوار گريه ايد. راستى كه شما به عار اين كار گرفتار آمديد و به ننگ آن مبتلا گشتيد و هرگز اين لكه را نتوانيد شست . و كجا مى توانيد ننگ كشتن زاده ختم نبوت و معدن رسالت ، و سرور جوانان بهشتى و پيشتيبان جنگتان و جايگاه سلامتى خو و طبيب زخم هايتان و پناه مشكلاتتان و بيانگر حجتتان و مشتعلگاه راهتان را بشوييد!.
O واى بر شما! مى دانيد چه جگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله بريديد؟ و چه پيمانى شكستيد؟ و چه دخترانى از او در معرض ديد آورديد؟ و چه حرمتى از او دريديد؟ و چه خونى از او ريختيد؟.
O راستى كه كار ناپسندى كرديد كه نزديك است آسمان ها را از شدت آن بشكافد.
O پس اين مهلت الهى شما را سبكسار نسازد كه عجله و شتاب ، خدا را به شتاب نيندازد و بيم از دست رفتن انتقام بر خدا نرود، هرگز، كه خداوند در كمين ما و آنها نشسته است .
بزبز قندي

گرگ طبق عادت قديم خود، پسرش را به خانهي بزبز قندي فرستاد. پسر بعداز ساعتي دستخالي برگشت و پساز آن روز نه غذا خورد و نه حرف زد. گرگ جوان، عاشق حبّهي انگور شده بود.
سلام ....
تعطيلات خوش گذشت ؟! اميدوارم که خيلی خوش گذشته باشه
من الان ۲ ساعته که دارم سعی می کنم که قالب وبلاگمو عوض کنم
اما آخرش هم موفق نشدم
آخه يکی نيست به من بگه ..؛ تو که از کامپوتر و بالاخص کد های جاوا هيچی حاليت نيست .. آخه واسه چی ازلکی وقتتو می زاری
خلاصه اين که کلی نا اميد شدم و فعلا بايد همين قالب قديمی من رو تحمل کنيد .. مگه اين که يه دوست خوب کمکم کنه
راستی زيبا ترين جمله ای که اين چند وقته اخير ديدن يا شنيدين چی بوده ؟؟
زيبا ترين جمله ای که من خوندم اينه :
يک سال به ديدار تو نزديکتر گشته ايم

مهدي جان
هيچ كلامي را در وصف تو نيافتم
ولي آ نچه ميگويم زبان حال همه است
\" بيا تا دورت بگردم “/
جانم فدايت
حیوانات سمبل 12 چرخش سال هستند
این سبلها بیشتر سمبل چرخش بودن زمان را دارند بر خلاف فکر غربی که عقیده بر خطی بودن زمان داره.
تقویم چینی بر اساس چرخش ماه پایه گذاری شده و متدهای بیشتری نسبت به مدل غربی داره
در تقویم چینی شروع سال زمانی بین اخر ژانویه و اوایل فبریه هست
این تقویم بر خلاف تقویم میلادی که خطی هست و یعنی از تولد مسیح شروع شده و ادامه داره عقیده بر این داره که سال به صورت جرخه ای هست و این دوازده علامت هر سال عوض میشه و بعد از 12 سال دوباره تکرار میشه. و ایم عقیده جرخشی بودن ستال هست.
برا اساس افسانه های چینی این دوازده تا حیوان بر اساس اینکه کدوم یکی رهبر باشه و شروع کننده با هم به جنگ پرداختند و در این قسمت تصمیم گرفتند که از خدا کمک بیگرند.
و خدا از آنها خواست که هر که زود تر به آنطرف رودخانه رسید برنده مسابقه هست.
تمامی حیوانات در لب رودخانه جمع شدند و در آب پریدند به غیر از گاو نر و موش که بر پشت گاو نر پرید و زمانی که گاور نر خواست که به لبه ساحل بپره موش از روی پشت او پرید و برنده مسابقه شد
بنا بر این موش اول و گاو نر دوم و خوک به خاطر تنبلی اخر است
سالهای چینی به ترتیب
موش
گاور نر
ببر
خرگوش
اژدها
مار
اسب
بز
میمون
خروس
سگ
خوک و یا گراز نر
است
که بنابر تقویم کشاورزی چین ، به نوبت نماینده یک سال هستند . در میان حیوانات مذکور ، میمون با مردم بسیار نزدیک است .چینیان میمون را دوست دارند و میمون را حیوانی خجسته می دانند . در زبان چینی ، کلمه " میمون " با کلمه " مقام مارکیز " هم صدا است . کلمه " مقام مارکیز " در زبان چینی هم معنای " خوش و درخشان " دارد . بدین سبب ، میمون که با کلمه " مقام مارکیز " هم صدا است ، به نشانه خوشبختی و سعادت تبدیل شده است . در نقاشی های قدیمی چین ، میمون همیشه به عنوان نشانه خوشبختی دیده شده است .
. میمون همچنین حیوان خجسته مسابقات فوتبال جام آسیایی چین در سال 2004 است . این میمون کوچک با نام " به به " پرنشاط ، دوست و زرنگ است و روحیه متحد و دوستانه جام آسیایی را منعکس می کند
امروز اول صفر ؛ ورود اسرا به شام ......
از سهل بن سعد نقل شده است که گفت :
در سفری که وارد شام شدم آثار شادی را در چهره ها دیدم و شهر را آذین بسته مشاهده کردم با خود گفتم مگر امروز عید است ؟!! از عده ای پرسیدم مگر شام عید مخصوص دارند که ما نداریم ؟ گفتند : تعجب داریم که چرا از آسمان خون نمی بارد و چرا زمین دگرگون نمی شود . گفتم : چرا ؟ گفتند : این شادی برای این است که سر مبارک حسین بن علی (ع) را از عراق به شام برای یزید هدیه آوردند ...... سهل می گوید خود را به آن دروازه رساندم و... کنار یکی از اسراء رسیدم پرسیدم : تو کیستی ؟ گفت : من سکینه دختر امام حسین (ع) هستم . گفتم : من هم از اصحاب جد شما هستم اگر دستوری دارید در خدمتم . فرمود : به این بدبختی که سر مقدس پدرم را دارد بگو تا از میان محمل ها بیرون ببرد و کمی جلوتر حرکت کند تا مردم به تماشای سر بپردازند و از نگاه کردن و خیره شدن به ما چشم پوشی کنند ، این قدر به حرم رسول خدا بی حرمتی نشود .سهل می گوید : رفتم مقداری پول به او دادم تا او راضی شود که سر مقدس امام را کمی جلوتر حرکت دهد و او نیز به خواسته من عمل کرد .
( تذکره شهدا ص 412)
