بافت فرسوده بیمارستان های کشور
اگر نگاهی کوتاه به تاریخ بیمارستانها بیندازیم، میبینیم که بيشتر بیمارستانهای کشور در دهه 1330 تا 1340 ساخته شدهاند این آمار نشان میدهد که بیش از 60 درصد بیمارستانهای کشور طول عمری 50 ساله دارند. در کنار این ساختمانها بیمارستانهای قدیمیتر هم به چشم میخورد که بيمارستان سينا بيش از ۱۳۰ سال، بيمارستان فارابى بیش از 70 سال،
بيمارستان اميراعلم وبيمارستان امام خمينى نیز بیش از 60 سال عمر دارند که این بافتهای اضمحلال یافته امنیت انبوه سرمایههای مالی، تجهیزاتی، انسانی و مهمتر از همه، جان سرمایههای علمی ما را نشانه گرفته است. از سویی دیگر، علم پزشکی دائما در حال پیشرفت است و استانداردهای درمانی هم به تبع آن در حال تغییر مداوم است. تجهیزات پزشکی با سرعتی باورنکردنی در حال تغییر و دگرگونی اساسی است و همگی اینها الزاماتی را بر مقوله فضای درمانی دیکته میکند. بهخصوص بخشهای اساسی و مادر در بیمارستانها نظیر اتاقهای عمل، ICU، CCU، بخش استرلیزاسیون مرکزی، اورژانس و دپارتمان تصویربرداری و حتی هتلینگ و فضاهای پشتیبانی دچار تحولات اساسی شده است، به طوری که میتوان مدعی بود استانداردهای امروز با موازین علمی دو دهه قبل، اختلافات فاحش و بعضا معکوس دارد. دردستورالعملها و استانداردهای جدید ابلاغی، بسیاری از مشخصات اتاقهای عمل و بخشهای ویژه تغییرات اساسی كرده است؛ در استانداردهای جدید ابعاد و اندازه فضاهایی مانند فاصله تختهای ریکاوری و آیسییو و سیسییو، تعداد تختهای ریکاوری و آیسییو و سیسییو، ابعاد اطاقهای عمل - تغییرات در سیکل ورود و خروج کار تمیز و کار کثیف - الزام در استفاده از مصالح جدید در نازککاریهای کف و بدنه - توسعه فضای پشتیبانی تخصصی بخشهای ویژه نظیر تریدمنت، ایزوله، رست - توسعه اختصاصات تجهیزاتی فضاهای ویژه - تغییرات در نوع و تعداد و محل وسایل گرمایشی و سرمایشی - تغییرات در تعداد و محل و ابعاد سرویسهای بهداشتی، اسکراپها، تیشورها، سینکهای تخلیه ساکشنها و... تغییرات اساسی پیدا کرده است که همه این موارد نشان از الزام در تغییر فضاها و بازسازی کلی در اتاقهای عمل و آیسییو و سیسییو بیمارستانها میدهد.
دکتر اسدی - مدیر امور بیمارستانهای وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی - در خصوص برنامه وزارت بهداشت برای بیمارستانهای فرسوده به خبرنگار سپید می گوید: بيشتر بیمارستانهای کنونی در دهه 30 و 40 ساخته شده اند که برحسب معیارهای آن زمان عمر مفید این سازهها 40 سال بوده است که با این احتساب سازه این بیمارستانها عمر مفید خود را طی کردهاند و دیگر بازسازی آنها مفهومی ندارد و این بافت ها باید جایگزین شوند.
وی میافزاید: ما برای حفظ و گسترش فضای فیزیکی مورد نیاز خود از سه روش احداث بیمارستان در مناطق مورد نیاز، گسترش و ایجاد بخش جدید در یک بیمارستان و جایگزین کردن تختهای فرسوده استفاده میکنیم. در واقع برای جایگزینی تختهای فرسوده ابتدا یک فضای بیمارستانی جدید برحسب استانداردهای روز ساخته میشود و سپس بافت قدیمی تخریب میشود. در سازههای جدید که برحسب استانداردهای روز ساخته میشوند، عمر مفید بیش از 70 سال است که البته این مستلزم رعایت مدیریت نگهداری است.
اسدی در مورد چگونگی جایگزینی بافتهای فرسوده میگوید: ما هر ساله با برسی کلی بیمارستانهای کشور فهرست بیمارستانهایی که عمر مفید آنها طی شده و نیازمند جایگزینی هستند را تهیه کرده و به سازمان برنامه و بودجه برای تامین اعتبار لازم میفرستیم تا پس از تامین اعتبار با قراردادی که با وزارت مسکن و یا دانشگاههای علوم پزشکی بسته میشود این تختهای فرسوده جایگزین شوند. وی میافزاید: در سال اخیر طی یک مطالعه اولیه 18 بیمارستان با بیش از 300 هزار تخت در کشور که بیش از 50 سال عمر داشتند، شناسایی و قرار شد طی برنامهای پنج ساله این بیمارستانها جایگزین شوند. در همین راستا امسال برنامه مطالعاتی این طرح آغاز شد و امیدواریم در زمان مقرر این بافتهای فرسوده جایگزین شوند.
فرسودگی در بخش خصوصی
این تنها بیمارستانهای دولتی نیستند که سالهای متمادی از ساختشان میگذرد و نیازمند تخریب و بازسازی هستند، بلکه بسیاری از بیمارستانهای بخش خصوصی هم سالیان درازی از عمرشان میگذرد که باید فکری اساسی برای بافت فرسوده آنها کرد. دکتر اسدی با اشاره به اینکه بازسازی این بیمارستانها برعهده صاحب امتیازان آنها است میگوید: وزارت بهداشت، وظیفه نظارت بر فعالیتهای این بیمارستانها را به عهده دارد و هرسال نیز ارزشیابی و ارزیابی بیمارستانهای خصوصی صورت میگیرد. درارزیابی، فضای فیزیکی و بررسی استحکام بافت بیمارستانها از جمله مواردی است که اگر بیمارستانی حداقل نمره در این زمینه را کسب نکند، استاندارد شناخته نمیشود و اگر بعد از مدت تعیین شده این وضعیت اصلاح نشود پروانه آن مرکز لغو میگردد، بنابراین این مراکز مجبور به نوسازی و رعایت استانداردها هستند.
بیمارستانها و زلزله
بیمارستانهابه عنوان مهمترین مرکز در درمان حادثهدیدگان یکی از مهمترین مراکز در زمان وقوع بحران هستند که باید در مقابل زلزله مقاوم باشند. همچنين در صورت سالم ماندن، مىتوان از اين مراكز به عنوان محلى جهت سازماندهى و هدايت عمليات امداد استفاده كرد. مطمئنا درصورت پابرجا ماندن فضاهاى بيمارستانى، عمليات امدادرسانى به مصدومان سريعتر و سازمان يافته انجام مىشود اما در حال حاضر بیش از 60 درصد بیمارستانها، قدمتی بیش از سی سال دارند و اگر بدانیم اولین آییننامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله (همان آییننامه 2800) مصوب مورخه 27/12/1367 یعنی کمتر از ۱۸ سال قبل بوده به راحتی میتوان نتیجه گرفت که اصولا سازه ساختمان این تعداد بیمارستان قابلیت طرح وگفتوگو برای بحث مقاومت در برابر زلزله را ندارند. در تهران نیز به جز بيمارستان ميلاد، بقيه بيمارستانهاى بزرگ تهران قديمى و فرسودهاند. توجه به دو بيمارستان مركزى و بزرگ تهران، شدت خطرى كه در كمين ساكنان تهران نشسته است را روشن مىكند.
مدیر امور بیمارستانهای وزارت بهداشت در این خصوص میگوید: بحث مقاومسازی بیمارستانها در معاونت توسعه درحال پیگیری و اجرا است، همچنین براساس قوانین شهرداری فضاهای جدید بیمارستانی باید مقاوم به زلزله ساخته شوند تا بتوانند پایان کار بگیرند. ما در حال حاضر مشغول کار کردن روی گسلهای تهران هستیم تا بیمارستانهایی که بر روی گسل هستند را با استانداردهای بالاتری بسازیم.
وی می افزاید:اگر بخواهیم در مقیاسی کلی سازه های شهر تهران را با هم مقایسه کنیم، وضعیت بیمارستانها نسبت به سایر ابنیه بهتر است. هرچند که اکنون بسیاری از بیمارستانها در مقابل زلزله مقاوم نیستند، اما کارهایی آغاز شده و کمکم درحال اجرا است.
ماهی های قرمز سفره هفت سين
*آیا ماهی های قرمز ناقل بیماری های خطرناک به انسان هستند؟
بازار فروش ماهیهای قرمز هر سال با نزدیک شدن عید نوروز داغ میشود و علاوه بر دستفروشها، سوپر مارکتیها و گل فروشیها نیز در این ایام به فروشندگان ماهیهای قرمز اضافه میشوند، اما در چند سال اخیر ـ به خصوص سال گذشته ـ حرفهای بسیاری در باره بیماریهای خطرناکی که به وسیله این آبزیان زینتی به انسان منتقل میشود، مطرح شد.
اسفندماه سال گذشته در بسیاری از روزنامههای کثیرالانتشار مطالبی در خصوص معضلات بهداشتی ماهی قرمز بیان شد. با توجه به فرا رسیدن ایام پایانی سال، دوباره فصل فروش این آبزیان شروع میشود بنابراین مرور مطالب سال گذشته خالی از لطف نیست.
شاید اگر بخواهیم از ابتدای داستان شروع کنیم باید به سال 1381 بازگردیم. سالی که دکتر مهرناز عطری، مدیر گروه غیردولتی مهرایران، با علایم حاد عفونت گوارشی به دکتر مراجعه کرد و مشخص شد که این بیماری سالمونلا است، بیماری که به وسیله آبزیان زینتی به انسان منتقل میشود. پس از آن، دکتر عطری عزمش را جزم کرد تا با اطلاعرسانی به مردم و نامهنگاری به مقامات مسوول، جلوی فروش این ماهیان و انتقال بیماری را به افراد جامعه بگیرد.
در همین راستا و با پیگری های گروه مهر ایران، دامپزشکی تهران اسفند سال گذشته عرضه ماهی قرمز را ممنوع کردو خبر این ممنوعیت به همراه شرح بیماری های ناشی از ماهی قرمز صفحات زیادی رادر روزنامه های کثیرالانتشار به خود اختصاص داد.
روزنامه ایران مورخ 10 اسفند ماه 1384 در صفحه 6 خود خبر از ممنوعیت عرضه و توزیع ماهی قرمز داد. به گزارش خبرنگار ایران، سیداصغر برائینژاد، مدیر کل دامپزشکی استان تهران در نامهای به مدیر عامل سازمان میادین میوه و ترهبار و فرآوردههای کشاورزی شهرداری تهران در تاریخ هفتم اسفند ماه 1384 از وی خواست با توجه به رعایت نکردن شرایط بهداشتی در عرضه ماهیان زینتی (از جمله ماهیهای حوض) در ایام نوروز که باعث گسترش مخاطرات بهداشت، زیست محیطی، افزایش تلفات ماهیان زینتی و انسان میشود، از تاریخ ابلاغ این نامه، از عرضه هر گونه ماهی زینتی، به خصوص ماهی حوض که فاقد شرایط بهداشتی و بدون مجوز لازم است اکیدا خودداری شود.
در همین شماره روزنامه ایران، گفتوگویی با مدیر گروه مهر ایران درباره آلودگی ماهیان زینتی به چاپ رسیده است.
مهرناز عطری در این گزارش میگوید: 25 هزار زیر گونه ویروس سالمونلا شامل عفونتهای حاد دستگاه گوارش با علایم اسهالخونی، استفراغ، تب شدید، درد بدن، اختلال تنفس و تضعیف سیستم دفاعی بدن احتمال ورود به بدن افراد سالم و بالغ، کهنسالان و خردسالان را دارد.
وی با اشاره به سایر بیماریهای منتقله از ماهی به انسان تصریح میکند: «پیستوریازیس بیماری پوستی خطرناکی است که از دیرباز به وفور در ایران دیده شده و به طور جدی در حال افزایش است. این بیماری درمانی نداشته و به مرگ بیمار منجر میشود. این ویروس از طریق کوچکترین خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهی آلوده به این ویروس، قابل انتقال است.
صحبتهای مهرناز عطری در بسیاری از روزنامهها و خبرگزاریها انعکاس یافت و پس از ایجاد نگرانی و ابهامات زیاد در اذهان مردم، مدیرکل دامپزشکی استان تهران با تغییر موضع خود در یکشنبه 14 اسفندماه اعلام میکند: در ماهیهای قرمز هیچگونه ابتلا به بیماری یا ویروس مشاهده نشده است و مردم از این بابت هیچ نگرانی نداشته باشند. برائی نژاد میافزاید: دامپزشکان و ناظران مستقر در سامانه تخلیه و بارگیری ماهیان قرمز در مرکز بعثت هیچگونه ابتلا به بیماری را در این ماهیان گزارش نکردهاند و مردم میتوانند به راحتی برای تزیین سفره هفتسین سال نو ماهی قرمز خریداری کنند. اما باز هم مهرناز عطری در نامهای به ریاست سازمان دامپزشکی، برخورد قاطع مسوولان با معضل ماهیهای قرمز را خواستار میشود. وی با انتقاد از سازمان دامپزشکی میگوید: این سازمان بیشتر به آموزش صحیح مردمی تکیه دارد در حالی که با توجه به خطرات این آبزیان، این سازمان موظف است مبارزه قاطعی را در جمعآوری این ماهیان انجام دهد.
یکی از موارد عجیبی که در این نامه به چشم میخورد آماری است که وی درباره تلفات بیماریهای ناشی از آبزیان زینتی در آمریکا ذکر کرده است. در این نامه آمده است: «سالمونلوز و سل پوستی که به وسیله این آبزیان منتقل میشوند، هر ساله موجب مرگ چهار تا شش میلیون آمریکایی میشوند.»
به نظر میرسد این آمار بسیار غیرقابل باور است، چون اگر هر سال شش میلیون نفر بر اثر بیماری مشترک با آبزیان تنها در یک کشور بمیرند، مسلما تاکنون سازمان بهداشت
جهانی درباره نابودی آبزیان زنیتی اقدامی جدی انجام داده بود.
در مرور اخبار سال گذشته، آخرین خبری که درباره ماهیهای قرمز در خبرگزاریها به چشم میخورد، اعلامیه جامعه دامپزشکان ایران است.
این جامعه طی بیانیهای اعلام میکند که با توجه به اظهارنظرهای غیرکارشناسی اخیر در خصوص بیماریزا بودن ماهیان قرمز کوچولو که اخیرا به وسیله برخی از اشخاص و مجامع مطرح و برای شهروندان نگرانیهایی ایجاد کرده، اعلام میشود که بیماری پوستی پسوریازیس هیچ ارتباطی به ماهیان قرمز ندارد.
جامعه دامپزشکان ایران در این بیانیه تاکید میکند که ماهیان قرمز ناقل باکتری سالمونلا نیستند. این متخصصان میگویند: «اگر چه انتقال باکتری سالمونلا به عنوان یک بیماری مشترک میان انسان و حیوان از طریق منابع آبی آلوده تحت شرایط خاصی وجود دارد، اما احتمال انتقال آن از طریق ماهی غیرمحتمل است.»
باز هم به روزهای پایانی سال 1385 نزدیک میشویم و زمزمه آلودگی ماهیان قرمز به گوش میرسد. شاید امسال مسوولان بهداشت کشور با موضعگیری قاطع، تکلیف ماهی کوچک سفره هفتسین را مشخص کنند.
آیا دقت کردید به این نکته لطیف که میگویند:......
هرچی که خوبه اسم خانم در اینکارشه مثل ... خورشید خانم -مهتاب خانم -خانم گل پروانه خانم و ....
ولی ولی .....هرچی که بده کنارش آقا مثل آقا گرگه - آقا روباه -آقا دزده -آقا .....
آخی....(منظوری نداشتما)
بیمارستان های دولتی سال آینده ورشکست می شوند
سرانه درمان کمتر از 4500 تومان
در بودجه سال 85 به جای تصویب نرخ 7 هزار تومانی سرانه درمان که توسط شورای عالی بیمه محاسبه شده بود، 3 هزار و 900 تومان به این امر اختصاص یافت. این تفاوت قیمت سرانه با نیاز واقعی بخش بهداشت و درمان کشور باعث بروز کسری بودجه ها و نارضایتی های زیادی در میان مردم و پزشکان شد.علاوه بر آن دولت در قبال انجام تعهد خود در اهداف برنامهتوسعه چهارم نیز ناتوان ماند. بر اساس قانون چهارم توسعه سهم مردم از هزینه های درمانی تا پایان برنامه باید به ۳۰درصد تقليل يابد اما درحاضر 60درصد هزينههاي درماني را مردم پرداخت ميكنند و با روند فعلي شاهد افزايش اين هزينهها بر دوش مردم از 60 درصد فعلي به بيش از 70 تا 80 درصد تا پايان برنامه چهارم توسعه خواهيم بود که این به معنی عمل عکس دولت در انجام تعهد خود است.
امسال در مورد تعیین سرانه درمان بر طبق نیاز واقعی بحث های بسیاری شد. وزارت بهداشت، نظام پزشکی، نمایندگان مجلس و دیگر متخصصان؛ سرانه درمان ایده آل برای سال آینده را به طور متوسط 8 هزار تومان پیش بینی کردند. اما متاسفانه امسال هم سرانه درمان بسیار پایین تر از حد انتظار به مجلس ارئه شد.
محمدحسن ابوالحسني رييس دفتر سياستگذاري تعرفه وهماهنگي بيمهاي وزارت بهداشت "بودجهبخش بهداشت و درمان را نابسامان" می خواند و می گوید: براساس اخبار واصله ، سرانه درمان در سال آينده ۴۵هزار ريال تعيين شده، اما هنوز به تصويب نرسيده است. تعيين اين ميزان سرانه درمان باعث عدم رشد نرخ خدمات پزشكي خواهد شد و ما از دولت ميخواهيم با بررسي كارشناسي دقيق تر و توجه به مشكلات بخش بهداشت و درمان كشور، ميزان سرانه درمان را بطورواقعي تصويب كند. اگر سرانه درمان ۴۵هزار ريال تصويب شود ، اين ميزان صرف دارو و تجهيزات پزشكي خواهد شد و مبلغي از بار هزينههاي درماني مردم كاسته نميشود
انوشيروان محسني بندپي نائب رئيس كميسيون بهداشت مجلس با اشاره به رشد پائین سرانه می گوید: اين سرانه بار مالي هزينه هاي سلامت را براي مردم بيشتر و براي عده زيادي غير قابل تحمل ميكند. با اين وضع امكان افزايش و واقعي شدن تعرفه هاي پزشكي در سال آينده نيز فراهم نميشود و اين امر علاوه بر نارضايتي گسترده مردم، نارضايتي گسترده را در جامعه پزشكي باعث ميشود.
وی می افزاید: مسئله بيتوجهي دولت به بودجه هاي بخش سلامت مسئله تازهاي نيست و در دولت گذشته نيز وجود داشت و حاصل اين بي توجهي ها براي نمونه تلاش مجلس براي تصويب طرح برداشت يك ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي براي جبران بخشي از كمبودهاي اين بخش در سال جاري است كه در ماههاي آخر سال انجام ميشود.
محسنی معتقد است:مقاومتهايي در سازمان مديريت در برابر افزايش بودجههاي بخش سلامت و اولويت دادن دولت به سلامت مردم در بودجهريزي كشور وجود دارد، ضمن اينكه وزارت بهداشت و درمان نيز مانند سالهاي گذشته قدرت چانه زني مناسبي در برابر اين قدرتهاي مقاوم در سازمان مديريت ندارد و حاصل آن نارضايتي هر چه بيشتر مردم از خدمات بهداشتي-درماني و پايينتر آمدن شاخصهاي سلامت در كشور است.
فخرالدين حيدري عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلسهفتم با ابراز تاسف از اینکه امسال نيز سرانه واقعي سلامت در لايحه بودجه لحاظ نخواهد شد و مردم همچنان با چالشهاي اين بخش درگير خواهند بود،می گوید: سيستم بهداشت و درمان به افزايش سرانه براي رسيدن به حد مطلوب در بخش سلامت نیاز دارد و قطعا بدون اين تدابير، چالشهاي موجود در نظام بهداشت و درمان نظير زيرميزي گرفتن توسط پزشكان و كيفيت پايين خدمات پزشكي و درماني همچنان پاپرجا خواهد ماند.
شاخصهاي سلامت مردم روز به روز بدتر ميشود
مسعود اميني، عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس معتقد است:" بی توجهي دولت به بخش سلامت روز به روز وضعيت شاخصهاي سلامت را بدتر ميكند . امینی نماينده كميسيون بهداشت مجلس در شوراي عالي بيمه می افزید: سال گذشته شوراي عالي بيمه بر مبناي تصميم كميته 5 نفرهاي كه به دستور رئيسجمهوري تشكيل شده بود سرانه درمان را 7 هزار و 50 تومان تصويب كرد اما در نهايت سازمان مديريت و دولت رقم 3 هزار و 900 تومان را براي سرانه درمان در لايحه بودجه امسال تصويب كرد. امسال به علت تغييراتي كه در وزارت رفاه انجام شد، شوراي عالي رفاه به موقع تشكيل نشد اما انتظار كميته 5 نفره و شوراي عالي بيمه اين بود كه سرانه درمان امسال با حدود 10 تا 15 درصد افزايش نسبت به مصوبه 7 هزار توماني پارسال به حدود 8 هزار تومان برسد اما دولت با افزايش حداكثر 10 درصدي سرانه 3 هزار و 900 توماني نهايتاً رقمي كمتر از 4500 تومان را در لايحه بودجه سال آينده آورده است و اين درد بزرگ و ريشه اصلي چالشها و مشكلات بخش سلامت كشور است.
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس در ادامه می گوید: متأسفانه دولت نقش و وظيفه اصلي حاكميتي خود را كه تأمين امنيت، سلامت و آموزش مردم است فراموش كرده و بر خلاف ابلاغ مقام معظم رهبري براي اجراي اصل 44 قانون اساسي و واگذاري فعاليتهاي اقتصادي دولتي به مردم به فعاليتهاي سودآور اقتصادي مشغول است.
مجلس بودجه سلامت را رد می کند؟
انوشيروان محسني بندپي نائب رئيس كميسيون بهداشت مجلس می گوید:افزايش 7 درصدي بودجه بخش سلامت در لايحه بودجه 86 به هيچوجه براي مجلس قابل پذيرش نيست و با اين وضع مجلس بخش سلامت لايحه بودجه سال آينده دولت را رد ميكند. بخش سلامت و بودجههاي مربوط به سرانه درمان و حقوق پرسنل بهداشتي- درماني بر خلاف قوانين كشور به خصوص قانون توسعه چهارم و چشم انداز 20 ساله كشور و نيازهاي سلامت مردم است و به هيچوجه قابل قبول و حتي قابل بررسي نيست. محسني می افزاید: كميسيون بهداشت مجلس به طور كلي با بودجه بخش سلامت مندرج در لايحه بودجه سال آينده مخالف است و بر خلاف اينكه هر سال تلاش ميشد تا با جا به جايي منابع بخشي از كمبودهاي اين بخش جبران شود و رقم سرانه اندكي بيشتر شود، اين بار به قدري تفاوت بودجه هاي بخش سلامت با نيازهاي واقعي بالاست كه امكان اين كار وجود ندارد و كميسيون بهداشت كل بودجه بخش سلامت را رد ميكند. اما امینی دیگر عضو کمسیون بهداشت مجلس معتقد است: مجلس و كميسيون بهداشت و درمان با وجود مخالفت با اين تصميم دولت امكان اصلاح آن را ندارد .متأسفانه دولت بودجه سال 86 را با سقف حداكثري بودجه و بسيار دير به مجلس آورده است به همين علت با توجه به محدوديت زمان كه امكان برگشت بودجه را به مجلس نميدهد و بسته شدن بودجه با سقف درآمدي نفت امكان هيچ نوع تغيير قابل توجه توسط مجلس در بودجه بخش سلامت وجود ندارد و متأسفانه مجبوريم هر سال شاهد افزايش تصاعدي فشار هزينههاي سلامت بر دوش مردم باشيم. شايد تنها راه حل ممكن تصويب بودجه به صورت يك دوازدهم و ماهانه باشد كه اين مسئله نيز مربوط به زمان بحران و شرايط اضطرار است و در شرايط ثبات كشور امكان چنين اقدامي نيست.
بیمارستان ها ورشکست می شوند
معاون سلامت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در مورد سرانه درمان 4 هزار و 500 تومانی می گوید: تصويب سرانه غير واقعي در لايحه بودجه امكان افزايش تعرفههاي پزشكي را از بين ميبرد و با اين وضع بيمارستانهاي دولتي سال آينده collapse ميكنند و ورشكست ميشوند.
مويد علويان با انتقاد از وزارت رفاه می افزاید: سالهاي گذشته بحث سرانه درمان از 4 ماه قبل از عيد به طور جدي در شوراي عالي بيمه مورد بحث قرار ميگرفت اما اكنون بايد از مسئولان وزارت رفاه پرسيد چرا اكنون كه به زمان تدوين و تصويب بودجه سال آينده رسيدهايم هنوز سرانه درمان در اين شورا تصويب نشده است. اگر تعيين سرانه 4 هزار و 300 توماني در لايحه بودجه سال آينده صحت داشته باشد، قطعاً ارائه خدمات بهداشتي ـ درماني از سوي وزارت بهداشت آسيب جدي ميبينند و ما نميتوانيم در وزارت بهداشت وظايف خودمان را به خوبي و در حد انتظار مردم انجام دهيم و بسياري از خدمات وزارت بهداشت محدود ميشود. وزارت بهداشت برنامههاي جديد زيادي را در حوزه سلامت محيط كار و ارائه خدمات جديد درباره بيماريهاي نوظهور و جديد، كنترل ايدز، پيشگيري از آنفلوانزاي پرندگان و كنترل سل و مالاريا دارد كه با اين وضع سرانه و بودجه، امكان اجراي آنها نيست.
معاون وزير بهداشت در ادامه می گوید: با این سرانه ناچیز، تعرفه خدمات پزشكي نيز افزايشي نخواهد داشت و باز هم مشكلات تعرفه به عنوان يك چالش جدي در حوزه سلامت باقي ميماند و متأسفانه شاهد افزايش بيشتر سهم مردم از هزينههاي سلامت در سال آينده خواهيم بود. با اين وضع اگر امسال وزارت بهداشت در سه ماه آخر سال با مشكل كسري بودجه و ناتواني در ارائه خدمات مناسب مواجه شد، سال آينده فقط 6 ماه توان ارائه خدمت مناسب دارد.
علويان با اشاره به اینکه وزارت بهداشت براي اصلاح اين وضع كاري نميتواند بكند می گوید: این در حالي كه همه، تأمين سلامت مردم را از وزارت بهداشت ميخواهند و ما فقط ميتوانيم از متوليان تتظيم بودجه خواهش كنيم كه سرانه درمان را واقعيتر ببينند. اما اگر نشد، نميتوانيم كاري انجام دهيم. فقط بايد اعلام كنيم كه خدمات وزارت بهداشت بسيار محدود ميشود.
کمک ... کمک... کمک
سلام ...
من می خواهم گلخانه تاسیس کنم... هیچی نمی دانم اما می خواهم که همه چیز را یاد بگیریم... می توانید کمک کنید.؟؟؟؟
من یک گیاهپزشک هستم که بهمن سال 1384 از دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات فارغ التحصیل شدم... درسته که رشته ام کشاورزی است اما مشکل کار من اینجا است که تا حالا حتی یک درخت هم به دست خودم نکاشتم ... یک بار هم سم پاشی نکردم و...
من یک خبرنگارم ... یک خبرنگار نسبتا موفق در حوزه بهداشت و درمان!! و با توجه به اینکه یک ساله از درسم فاصله گرفتم خیلی چیزها را فراموش کردم...
اما با همه این اوصاف من واقعا مصمم هستم که یک گلخانه بزنم ... می خواهم یاد بگیرم و در رشته خودم کار کنم ... فکر می کنید موفق بشوم..؟؟!!!
پرونده بیماران روانی
پرونده بیماران روانی
شاید بتوان گفت که بیماران روانی مظلوم ترین قشر در نظام سلامت کشور هستند بیمارانی که حقوقشان گهگاه در میان اختلاف نظر وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی کشور گم می شود. شاید هم فرهنگ نا مناسب برخورد با بیماران روانی بر روی دستگاه های اجرایی تاثیر گذاشته و اینان نیز این بیماران را طرد کرده اند. نگوئید این یک قضاوت نامنصفانه است چون میزان صرف بودجه برای بهداشت روان تنها 0.5 بودجه وزارت بهداشت است. در ضمن آمار و ارقام نشان می دهد که در طی 40 سال گذشته درصد تخت های روانی و افزایش آنها در مقایسه با درصد رشد تخت های بیماری های جسمی سیر نزولی داشته و علی رغم اینکه از سال 46 جمعیت شهر نشینی و با تبع آن مشکلات روانی رشد داشته است اما همواره درصد رشد تخت های روانی با افت مواجه بوده است.
برای بررسی وضعیت کنونی بیماران روانی ابتدا به سراغ ستاد ساماندهی بیماران مزمن روانی در سازمان بهزیستی رفتم. فرید براتی رئیس این ستاد توضیحی در خصوص تشکیل این ستاد داد که ذکر آن خالی از لطف نیست.
بحران بیماران روانی و تشکیل ستاد ساماندهی بیماران مزمن روانی
در موقع بحرانها به خصوص جنگها به دلیل ایجاد همدلی و غیره مشکلات روانی خود را نشان نمیدهند و اما بعد از این فشار ها، مشکلات بروز میکنند کمااینکه بعد از جنگ تحمیلی ما با روند افزایش بیماران روانی مواجه شدیم. در این دوره سیاستهای چون؛ خودگردانی بیمارستانها و عدم افزایش تختهای روانپزشکی در کشور؛ باعث متراکمتر شدن مشکلات بیماران روانی شد.
این مشکلات همه دست به دست هم داد تا در دهه 1370 کشور با بحران کمبود تخت روانشناسی روبرو شد و به همین دلیل در خیابانهای شهرها به راحتی میشد بیماران روانی را مشاهده کرد. عدم خدمات رسانی به این افراد و اکتفا به دارو درمانی از جمله دلایل این بحران بود.
سیستم ارائه دهنده خدمت ما هم در آن زمان ناتوان بود کما اینکه هنوز هم توانا نیست و این باعث میشد که مشکلات خانوادهها بیشتر شود و خانواده ها عاجر از بیماران روانی شان آنها را در خیابان ها رها کنند. این شرایط همزمان شد با تدوین قانون برنامه سوم و دولت برای حل این معضل موارد قانونی خاصی را در برنامه توسعه سوم در نظر گرفت و براساس آن بهزیستی مسوول ساماندهی بیماران روانی شد و استدلال این بود که چون این افراد در اثر بیماری از کار افتاده شدهاند و بهزیستی متولی امر توانبخشی در جامعه است، بنابراین باید تحت پوشش بهزیستی باشند. در آن زمان قرار نبود که ما اصطلاحی به عنوان بیمار روانی مزمن را به کار بگیریم. کارشناسان وزارت بهداشت گفتند ،برای اینکه بدانیم بهزیستی باید به چه کسانی خدمات ارائه دهد و دانشگاههای علوم پزشکی به چه بیمارانی خدمات دهند، بیاییم و تفاوتی قائل شویم و اصطلاحی به نام بیمار روانی مزمن را تعریف کردند و این شاخص در آییننامهای که به هیات دولت در سال 1380 رفت درج شد.
بیمار روانی مزمن بیماری است که علائم روانپزشکی وی بیش از 2 سال طول کشیده و این علائم منجر به کارافتادگی و نقص در عملکردهای اجتماعی و شغلی شده است که این دسته از بیماران تحت پوشش بهزیستی قرار گرفتند.
آشپز که دو تا شد...
یکی از مشکلات بیماران روانی این است که دو مرکز متولی رسیدگی به امور آنها است یکی در وزارت بهداشت و دیگری در وزارت رفاه. موازی کاری و سیاستهای متفاوت این دو ارگان باعث شده تا ساماندهی به این بیماران و ارتقا سطح درمان و بهداشت بیماران روانی به کندی پیش رود. با هر کدام از مسولان این دو بخش هم که صحبت می کنی توپ مشکلات را به زمین دیگری پاس می دهد. بودجه بیماران روانی که خود به خود کم است حالا فکر کنید که این بودجه بین دو سازمان با دوسیاست متفاوت تقسیم شود. به نظر شما کارها با چه سرعتی پیش می رود؟
بهزیستی و بیماران مزمن روانی :
فرید براتی رییس ستاد ساماندهی بیماران روانی در خصوص اقدامات بهزیستی در این 5 سال می گوید: همانطور که میدانید بهزیستی سازمانی برای ارائه خدمات به این افراد نداشت، این کارها همزمان شد با واگذاری تصدیهای دولتی به بخش غیردولتی که در سازمان بهزیستی خوب جواب داد. به عبارتی ما تمام کارهای خود را توسط بخش خصوصی انجام دادیم.
وی می افزاید: بهزیستی با استفاده از آخرین داده های علمی برای حل معضلات بیماران روانی 21 فعالیت را تدوین کرد. یکی از اقدامات موثر ما ایجاد مراکز روزانه بود . ما به ازای هر بیمار در مراکز روزانه 50 هزار تومان به این مراکز می دهیم. بهزیستی با همکاری بخش خصوصی تاکنون توانسته 21 مرکز روزانه با ظرفیت 1200 نفر احداث کند. بهزیستی در مرحله بعد برای حمایت خانواده ها که از تامین هزینه های درمان این بیماران نا توان بودند یارانهای را در نظر گرفت.
وی می گوید: یکی دیگر از اقداماتی که بهزیستی انجام داد ایجاد تخت های بستری بود در زمینه ایجاد تخت هم ما با همکاری بخش خصوصی توانستیم در 5 سال 4600 تخت ایجاد کنیم در حالی که وزارت بهداشت از سال 46 تاکنون یعنی در 39 سال تنها 7100 تخت ایجاد کرده است . بهزیستی به این مراکز بابت هر بیمار در مراکز شبانهروزی 125 هزار تومان یارانه پرداخت میشود. البته این هزینه تمام شده نیست و بقیه را خانواده تامین میکند و در افراد بیسرپرست دولت بقیه هزینهها را هم تقبل میکند.
براتی که کمبود بودجه ای که در اختیار این ستاد است اشاره می کند و می گوید: تاکنون 46 هزار و 200 نفر به بهزیستی مراجعه کردهاند و پرونده تشکیل دادهاند و از این تعداد تنها 23 هزار نفر تخت بهزیستی هستند چون ما با کمبود بودجه مواجه هستیم و اکثر بودجه در این بخش در اختیار وزارت بهداشت است.
براتی در پایان می گوید: پوست سر بهزیستی کنده شد تا وضعیت ساماندهی بیماران روانی به این وضع فعلی رسید هر چند هنوز ایدهآل نیست اما بهتر است دهه 70 است. اما وزارت بهداشت میگوید بهزیستی موفق نبود؟هر موقع ما گفتهایم بیاید و مقایسه کنیم جلو نمیآیند بلکه تنها پشت سر این حرفها را میگویند.
وزارت بهداشت در قانون توسعه چهارم متعهد بود تا 15 هزار تخت از ظرفیتهای مازاد که این کار را نکردند و تنها 600 تا اضافه شد که قرار بود 5 هزار تخت جدید ایجاد کنند در حالی که تنها 2 بیمارستان را تخریب کردند و بیماریهای آنها را هم تحویل ما دادند. و موظف بودند که 460 واحد سرپایی ایجاد کنند در حالی که حتی 1 دانه هم ایجاد نشد. ما همه اینها را داریم با کمترین هزینه برای دولت اجرا میکنیم. در آییننامهای که دولت دارد بیماران روانی مزمن که در اختیار وزارت بهداشت هستند باید به تدریج به ما واگذار شوند اما متاسفانه وزارت بهداشت این کار را نمیکند که دلیل آن برای ما روشن نیست.
وزارت بهداشت و بیماران روانی:
دکتر آفرین رحیمی موقر رئیس اداره سلامت روان در وزارت بهداشت درمان در گفتگو با خبرنگار سپید می گوید: اداره سلامت روان وزارت بهداشت برای بیماران روانی دارای اولویت هایی است که بهبود خدمات موجود و ارتقا برنامه های جامعه نگر از جمله این موارد است .
ایجاد مراکز ویژه برای نگهداری بیماران روانی جدا از جامعه کاری منسوخ شده است و تحقیقات نشان می دهد که ایجاد بخش های روانی در بیمارستان های عمومی بازدهی بیشتری در درمان این بیماران دارد. با ایجاد این بخش ها علاوه بر اینکه باعث انگ زدایی از بیماران روانی می شود، بیماران روانی در زمان بیماری جسمی می توانند از امکانات مناسب برخوردار باشند.
بر اساس این سیاست تاکنون 1000 ظرفیت روانپزشکی در بیمارستان های عمومی ایجاد شده است که برای این میزان هیچ بودجه ای درنظر گرفته نشده بود و ما از اعتبار سایر بخش ها برای این ظرفیت سازی استفاده کردیم
رحیمی با اشاره به اینکه وزارت بهداشت دربخش بهداشت روان با کمبود بودجه مواجه است می گوید: در سال 85 بودجه این اداره تنها 8/1 میلیارد تومان بود و برای حمایت از بیمارستان های روانی نیز 4 میلیارد تومان بیشتر در اختیار نداشتیم و این معادل 0.5 درصد از بودجه وزارت بهداشت است در حالیکه سازمان بهداشت جهانی به کشور های درحال توسعه پیشنهاد می کند تا 10 درصد بودجه بخش بهداشت را صرف بهداشت روان و 90 درصد را صرف جسم کنند.
در واقع بودجه ای در اختیار وزارت بهداشت نیست تا خدمات خود را گسترش دهد. ما برای سال 86 از سازمان مدیریت و برنامه ریزی درخواست کرده ایم تا بودجه بیشتری را برای این بخش در نظر بگیرد تا ما بتوانیم خدمات مورد نظرمان را اجرا کنیم . ما امیدواریم با اجرای برنامه جامع بیماران روانی تا 10 سال آینده میزان بیمارانی که نیاز به بستری دارند را به 0.1 میزان فعلی کاهش دهیم.
اکنون بیشتر بودجه بیماران روانی در اختیار سازمان بهزیستی قرار گرفته که این سازمان هم بودجه را صرف مراکز نگهداری می کند و این بدترین کار است. امروزه ثابت شده که با ارائه خدمات به بیماران روانی اکثر آنها می توانند در کنار خانواده های خود زندگی کنند و تنها قشر بسیار اندکی نیازمند بستری در بیمارستان های روانی هستند. بستری در مراکز روانی در غالب موارد نه تنها کمکی به این بیماران نمی کند بلکه دوری از اجتماع توانایی های آنها را هم سلب می کند. در ضمن بیماران روانی به دلیل ماهیت بیماریشان به شدت در معرض سو استفاده قرار دارند به نظارت و پایش کم بر روی مراکز خصوصی این مشکلات را شدت می بخشد.
رحیمی سیاستگذاری های متفاوت وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی را هم یکی از دلایل کندی پیشرفت کارها می داند و می افزاید: حداقل قبل از تشکیل وزارت رفاه، بهزیستی تحت نظارت وزارت بهداشت بود و سیاستگذاری های یکسانی در این مراکز پیاده می شد اما اکنون تعویض مکرر مدیریت و به کار گیری سیاست های پراکنده با این بودجه کم باعث شده که کارها آن جور که باید پیش نرود و این موارد قابل جبران نیست.
رحیمی از ارانه طرح قانون بهداشت روان به مجلس تا پایان سال جاری خبر می دهد و می گوید: تدوین قانون بهداشت روان اکنون مراحل آخر خود را می گذراند و در این قانون، حقوق بیمار و اینکه نمی توان بیماران را به اجبار بستری کرد و جایگاه پلیس، داد گاه و خانواده مشخص شده و امیدواریم با تصویب این طرح و اجرای آن بسیاری از مشکلات بیماران روانی کاهش یاید.
البته تا زمانی که سرمایه گذاری در این زمینه افزایش پیدا نکرده و صرف بودجه بهینه نشود نمی توان به ارتقا بهداشت روان امیدوار بود. اما ما آمادگی کامل برای اجرای برنامه جامع بیماران روانی را داریم اما بودجه نداریم . اگر سازمان بهزیستی هم بودجه اش را در این راستا صرف می کرد مسلما پیشرفت بهتری داشتیم چون بودجه خوبی در اختیار این سازمان قرار دارد.
بیش از 6 ماه بیمه نمی کنیم
براتی در مورد بیمه می گوید:. سازمانهای بیمهگر برخلاف تمام اصول انسانی ـ اسلامی و قانون اساسی و برخلاف نظام رفاه اجتماعی فقط هزینه 6 ماه بیمار روانی را در بیمارستانها تقبل میکنند. هر چه ما با آنها مکاتبه کردهایم موفق نشدیم این میزان را افزایش دهیم ، تاکنون 3 وزیر رفاه عوض شده ما با هر سه وزیر حرف زدهایم ولی جوابی نگرفتهایم و استدلال سازمانهای بیمهگر اینها بیماران روانی بیماران لاعلاج هستند بنابراین هزینه این بیماران را تامین نمی کنند و این غیرانسانیترین تحلیل در مورد بیمار روانی است در حالی که بسیاری از بیماران روانی با طی مراحل درمانی میتوانند بهبود پیدا کنند و همانند فرد عادی زندگی کنند و من فکر میکنم این دیدگاه غیرانسانی است.
دکتر حاج قاسم علی مدیر کل دفتر ارزیابی سلامت بیمه خدمات درمانی با تاکید بر اینکه سازمان های بیمه گر 8 ماه هزینه بیماران روانی را تامین می کنند در گفتگو با خبرنگار سپید می گوید : سازمان های بیمه گر 2 ماه در مرحله حاد بیماری روانی و 6 ماه در مرحله مزمن هزینه های بیماران روانی را تامین می کنند. وی در خصوص اینکه چرا بعد از این مدت این بیماران از پوشش بیمه ها خارج می شوند می گوید: اگر قرار بر درمان باشد که بعد از 8 ماه این بیماران باید بهبود پیدا کرده باشند اما در بسیاری از موارد دیگر بحث درمان مطرح نیست بلکه مسئله اسکان این بیماران است که سازمان بهزیستی مسول این کار است نه سازمان های بیمه گر .
25 میلیون نفر در 25 سال قربانی ایدز شدند
ویروسی شناخته شده؛ بیماری ناشناس
وقت آن رسيده است كه عزم سياسي به نحو بيسابقهاي براي مقابله با ایدز بسيج شود. این پیامی است که کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل به مناسبت روز جهانی ایدز خطاب به ملتها گفت.عنان می افزاید:" مسئوليت پذيري عنوان روز جهاني مبارزه با ايدز است كه از هر رئيس جمهور و نخست وزير، هر نماينده و سياستمدار ميخواهد تا اعلام كند كه آماده متوقف كردن ايدز است."
۲۵سال از نخستين گزارش بروز ايدز در جهان ميگذرد؛ اين بيماري جهان ما را دگرگون كرد .۲۵ ميليون نفر را كشت و ۴۰ميليون نفر را مبتلا كرد. رقم کشته شدگان ایدز در مقابل شمار کشته شدگان در تمامی جنگ ها نیز غیر قابل مقایسه است.ايدز فقط در سال ۲۰۰۵ميلادي ۳ميليون و ۵۰۰هزار قرباني گرفت. از آغاز شیوع این بیماری در دهه 80 مدتها خطر این بیماری انکار شد اما طي ۱۰سال گذشته نگرشها بتدريج تغيير كرد و اکنون جهان نبرد ايدز را با جديت پيگيري ميكند.
۱۰سال پيش، تاسيس برنامه مشترك سازمان ملل متحد در زمينه ايدز UNAIDSبه منظور گردآوردي همه منابع و توانمنديهاي بخشهاي گوناگون خانواده سازمان ملل متحد، نقطه عطفي در تحول شيوه واكنش جهان به بيماري ايدز بود. پنج سال پيش نيز نقطه عطف ديگري را با پيوستن كليه كشورهاي عضو سازمان ملل متحد به اعلاميه تعهد در بردارنده اهداف مشخص، دامنه دار و زمانبندي براي مقابله با اين همهگيري، پشت سر گذاشته شد.
در کشور ما نیز مدتها ایدز در سایه سیاه گناه و وحشت مسکوت ماند اما در سال های گذشته اقدامات خوبی برای کنترل ایدز صورت گرفت به طوری که بعد از 10 سال در سال گذشته شاهد كاهش موارد ايدز بوديم. از سال 84 موارد ابتلاء به ايدز نسبت به سالهاي قبل از آن دو سوم كاهش يافته و به هزار و 900 مورد رسيد و در سال 85 نيز موارد آن به 270 نفر رسيده است و اين نشانه پيشرفت و مثبت بودن اقدامات در جهت كاهش ايدز در كشور است. طبق آمار مرکز مدیریت بیماری های وزارت بهداشت تا پايان مهر ماه 85 در ايران 13 هزار و 709 نفر مبتلا به ایدز شناسايي شدهاند ویک هزار و 709 نفر نيز در اثر ابتلاء به اين بیماری فوت کردند، 826 نفر نيز در مرحله نهايي اين بيماري قرار دارند. اما این تنها شمار موارد شناسایی شده است، تخمین زده می شود در کشور ما 60 تا 70 هزار نفر مبتلاء وجود داشته باشند. این ارقام نشان دهنده لزوم نگاهی جدی به مقوله مبارزه با ایدز است. در برنامه چهارم توسعه وظايف مهمي بر عهده وزارت بهداشت به ويژه در فصل هفتم اين قانون در اين رابطه گذاشتهشده است.
لنکرانی وزیر بهداشت و درمان در باره کنترل ایدز در ایران می گوید: "هرچند اتخاذ سياستهاي پیشین در زمينه پيشگيري ايدز تا حد زيادي روند رشد آن را كاهش داده و به همین خاطرایران مورد تشويق نظامهاي جهاني قرار گرفته اما بايد تغييرات شتابزدهاي با قوت بيشتری در زمينه پيشگيري از ايدز صورت گيرد."
وزير بهداشت می افزاید:" بيماري ايدز فعلا در كشور ما بيماري گروههاي خاص پرخطر است و عمدتا معتادان را درگير كرده است كه براي اين گروه برنامه ويژهاي داريم و اميدواريم تا پايان سال تعداد مراكز DIC به 100 مركز برسد. با اقدامات مناسبي كه در زندانها در زمينه شناسايي و پيشگيري موارد ايدز صورت گرفته كاهش چشمگيري در اين گروه پرخطر ديده شده و اميدواريم اين روند ادامه يابد .يكي از مهمترين راههايي كه در كشور در جهت كاهش خطر ابتلاء به ايدز انجام شد، فراهم كردن كاندوم در تمام داروخانهها و مراكز درماني است هرچند فرهنگسازي در اين خصوص بسيار مشكل بود اما اين اقدام تاثیر زیادی در جهت كاهش مبتلايان داشت. "
البته راهکارهای موثر صورت گرفته در گذشته است که هرچند موثر بوده اما مطمئنا کافی نیست.برنامه دوم استراتژيک كنترل ايدز در ايران با همكاري تمام NGO، وزارتخانهها و سازمانهاي مربوطه تنظیم شده و پس از هفت ماه به هيات دولت و مجلس تقديم شد. ا ین برنامه از ابتدای سال 86 آغاز و تا سال 88 به طور کامل به اجرا در می آید.دکتر محمد مهدی گویا مدیر مرکز مدیریت بیماری های وزارت بهداشت درباره برنامه کنترل ایدز در ایران به خبرنگار سپید می گوید:"اطلاع رسانی به همه اقشار جامعه از اولویت های این برنامه است و برنامه جديد با در نظر گرفتن مسائل و مشكلات جديدي كه در سر راه كنترل HIVقرار دارد تنظيم شده است. در اين برنامه همچنين به خدمات مراقبت و درمان بيماران بهاي بيشتري داده شده است و به خصوص به آموزش و مراقبت از گروههاي پر خطر و دسترسي بيشتر به آنها توجه بيشتري شده است."
گویا ارتباط مستمر با مبتلایان به ایدز که دچار عفونت شده اند را یکی از اهداف اصلی در این برنامه می داند و می افزاید:" اين كار دو فايده دارد اول اينكه بيماران به خدمات درماني و مراقبتي بهتري دسترسي پيدا ميكنند، دوم اينكه پيشگيري از انتقال عفونت ايدز از افراد مبتلا به ديگران به نحو مطلوب تري انجام ميشود. هدف اصلي در اين برنامه اين است كه به افراد مبتلا آموزش دهيم تا اين تعهد را در خود احساس كنند و نگذارند عفونت از طريق آنها به ديگران انتقال يابد، اگر اين برنامه به طور كامل اجرا شود و در اجراي آن موفق باشيم به نحو چشمگيري موارد ابتلا و عفونت HIV در كشور كاهش مييابد. "
گسترش آموزش پرسنل بهداشت و درمان كشور و رعايت اصول استاندارد ايمني در برخورد با بيماران آلوده به ويروس HIV در مراكز درماني از دیگر مواردی است که در کنترل ایدز باید به آن توجه داشت. مدیر مرکز کنترل بیماری های وزارت بهداشت در این باره می گوید:" برنامه ریزی خوبی برای آموزش کارمندان انجام شده و در اين بخش ضد عفوني كردن وسايل و تجهيزات پزشكي و دندانپزشكي و آموزش اصول صحيح ايمني به پرسنل مد نظر قرار گرفته است. "
اطلاع رسانی در زمینه ایدز همواره با مسائل فرهنگی کشورمان گره خورده و این کار را برای مسولان کمی سخت تر می کند .لنکرانی با اشاره به چالشها در ارتباط با ايدز میگوید: "متاسفانه در مبحث ايدز با چالشهايي هم روبرو هستيم كه در درجه اول نگرش غلط رفتارهاي اجتماعي نامناسب با اين گروه است که به مشكلات دامن ميزند و با توجه به اين كه اين موضوع نه با فرهنگ ما و نه با آموزههاي ديني در كشورمان تناسب دارد بايد در تغيير آن كوشا باشيم و با اطلاعرساني و آموزش مناسب از سرافكندگي مبتلايان در جامعه جلوگيري كنيم و با تعهد، پاسخگويي و اقدام مناسب برنامه مناسبي را به اجرا رسانيم."
تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که شفافیت اطلاع رسانی و ایجاد اعتماد در موارد مشکوک به HIV توانسته تاثیر بسزایی در کنترل این بیماری داشته باشد. به رغم برنامه های پیش بینی شده در بخش بهداشت و درمان به نظر می رسد که باید تمام بخش ها و مسولان ذی ربط فرهنگ سازی را در صدر اولویت های خود قرار دهند.
ايدز
اول دسامبر روز جهاني ايدز
تاريخچه شيوع ايدز در جهان
ايدز مهلکترين بيماري عصر مدرن است. بيمارياي که در کمتر از ربع قرن که از شناختنش ميگذرد بيش از بيست و چهار ميليوين قرباني گرفته؛ قربانياني بيشتر از قربانيان طاعون قرن نوزدهم و کشته شدگان دو جنگ جهاني.
شروع بيماري ايدز کاملا مشخص نيست. اولين بار در سال 1981 هشت مورد وخيم از ابتلا به بيماري "کابوسي سارکوما" يکي از انواع خوشخيمتر سرطان که معمولا در ميان افراد سالمند شايع است، در ميان مردان هم جنسگراي نيويورک گزارش شد. تقريبا همزمان با اين موارد، شمار مبتلايان به يک عفونت ريوي نادر در کاليفرنيا و نيويورک بالا رفت. با اين که در آن زمان عامل شيوع ناگهاني اين دو بيماري مشخص نشده بود، اما معمولا از اين دو واقعه پزشکي به عنوان آغاز ايدز ياد ميکنند. ديري نگذشت که مواردي مشابه در معتادان تزريقي و افراد هموفيلي که از خون و فرآوردههاي خوني آلوده استفاده کرده بودند گزارش شد. سرانجام در1983 عامل بيماري ايدز به نام ويروس HIV که ويروس نقص سيستم ايمني نامگذاري شده بود شناسايي شد. همزمان با ظهور ايدز در آمريکا، در آن سوي اقيانوس آتلانتيک پزشکان در فقيرترين قاره جهان آفريقا، متوجه شيوع يک پديده جديد بهداشتي شدند. اين
بيماري که در زبان محلي "اسليم" (SLIM) - مرگ در اثر تحليل تدريجي بدن - نام گرفته بود، در آفريقا به معضلي عميق تبديل ميشد. در وهله اول پزشکان دليلي نميديدند که ايدز، بيماري شايع در ميان همجنسگرايان آمريکاي ثروتمند، را با اسليم مرتبط بدانند. اما تحقيقات بعدي و شيوع علائمي مشابه در ميان زنان و دگرجنسگراها نشان داد که هر دوي اين بيماريها يکي بوده و همان ايدز است. در هياهويي از جنجالها و ابهامات گسترده درباره اين بيماري کشنده جديد، تلاشها براي تشخيص علت بروز ايدز و نحوه انتقال آن، با شتابي بيسابقه آغاز شد. در سال 1984 يک گروه محقق آمريکايي به رياست "رابرت گالو" اعلام کرد که آنها عامل بيماري ايدز را کشف کردهاند، يعني همان ويروسي که ما آن را اکنون اچآيوي ميخوانيم. البته اين ادعا با اعتراض "لوک موننتير" و گروه محققان فرانسوي او، که ماهها قبل اين ويروس را شناسايي کرده بودند، روبرو شد. در بحبوحه اين جنجالها محققان براي پيدا کردن
درمان ايدز بسيج شدند.جستجويي که هنوز هم ادامه دارد.
تاريخچه ايدز در ايران
اولين بار ايدز در ايران در يک کودک 6 ساله که از فرآوردههاي خوني وارداتي استفاده کرده بود مشاهده شد. پس از آن هر سال مواردي جديد از بيمار کشف شد. تعداد مبتلايان ثبت شده تا اول مهرماه امسال 13 هزار و 702 نفر است. البته تخمين زده ميشود که هم اکنون حدود 70 هزار نفر در ايران ناقل اين بيماري باشند.
باز هم فيلم زهرا امير ابراهيمی
| ۳۰ آبان ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۱:۳۳ | كد خبر: ۵۳۵۷۲ |
موضوع انتشار جنجالي سيدي غيراخلاقي منتسب به يك هنرپيشه زن، اكنون ديگر از مرزهاي ايران نيز فراتر رفته و هفته گذشته، دستمايه توهين يك نشريه اروپايي به امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي شده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، هفته گذشته يک هفتهنامه بوسنيايي به نام «اسلوبودنا بوسنا» در اقدامي عجيب، عکسي بزرگ و تيره از امام خميني(ره) را به چاپ رسانده که در ميان آن، تصاوير پورنو مربوط به فيلم غيراخلاقي منتسب به هنرپيشه ايراني سريال «نرگس» آورده شده است.
در اين مطلب با نام سوريناي ايراني، تلاش شده تا موضوع پخش تصاوير پورنوي «سورينا»، يك خواننده زن كروات در گذشته، با سوژه به وجود آمده در ايران كه سراسر دنيا آن را با نام امام خميني(ره) مي شناسند، پيوند زده شود.
هرچند انتشار تصاوير زننده در نشريات بوسني عادي است و اين کشور مسلمان در فرهنگ غربي، گوي سبقت را از ديگر كشورهاي اروپايي ربوده است،اما چاپ تصوير بزرگترين مقام سياسي و مذهبي ايران و جهان اسلام، قلب بسياري از مسلمانان و به ويژه ايرانيان مقيم اين کشور را جريحهدار كرده است، چرا که حتي در کشورهاي لائيک نيز تا اين اندازه به مقامات مذهبي بياحترامي نميشود.
هرچند ممكن است انتظار عدم تعرض به جمهوري اسلامي و شخصيتهاي بلندپايه ديني ما در نشريات به اصطلاح آزاد اروپايي، اندكي با واقعبيني فاصله داشته باشد، اما دستكم جاي اين پرسش باقي است كه چرا اين اتفاق در كشور بوسني با اكثريت قاطع مسلمانان نيز بايد رخ دهد؟
اين در حالي است كه شماري از جوانان ايراني در جريان نسلكشي مسلمانان بوسني، جان خود را در راه كمكرساني به آنان از دست دادند.
مشخص نيست اكنون با گذشت دوازده سال از جنگ بوسني، نمايندگان ديپلماتيك و رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي، در اين مدت به رغم سرمايهگذاريهاي فراوان ايران، چه عملكردي در اين كشور داشتهاند كه اكنون با چنين پديدههايي روبهرو هستيم؟!
اين در حالي است كه گفته ميشود، همزمان با كاهش فعاليتهاي ايران در بوسني و محدود شدن آن به مسجدسازي، نفوذ آمريكاييها در مطبوعات اين كشور، افزايش يافته و از جمله چندي پيش، آنان روزنامه «دنوني آواز» را خريداري كردند.
گفتني است پيش از اين نيز در برخي رسانه هاي مطرح اروپايي مانند ديلي ميل و گاردين، خبر مربوط به فيلم منتسب به اين بازيگر منتشر شده بود.
ايدز
ايدز سوژه نيست. ايدز پژواك نا آگاهي وغفلت نسل آدم در سده بيست ويكم _ در حلقوم درماندگاني است كه حتي ناي مردن ندارند.!

۳/۸ميليون بيمار مبتلا به ايدز در سراسر جهان گرسنهاند
به گفته برنامه جهانی غذا جهاني غذا، حدود ۳/۸ميليون بيمار مبتلا به ايدز در سراسر جهان گرسنهاند كه اين رقم تا سال ۲۰۰۸احتمالا به ۶/۴ميليون نفر افزايش خواهد يافت.
دكتر "پل فارمر" بنيانگذار هيات پيشگام پزشكي ""partners in health در مناطق كوهستاني هائيتي كه هزاران بيمار را تحت درمان رايگان قرار ميدهد ميگويد هنگامي كه دارو در دسترس است، اما غذا وجود ندارد مشكل امنيت غذايي، اهميت بيشتري مييابد.
مبتلايان به ايدز بدون داشتن مواد غذايي كافي نميتوانند داروهاي لازم براي جلوگيري از پيشرفت اين ويروس را دريافت كنند.
به گزارش پايگاه اينترنتي آسوشيتدپرس، برنامه جهاني غذا سازمان ملل برنامههايي غذايي را در هائيتي و ۵۰كشور ديگر كه بيشترين آلودگي به ايدز را دارند، آغاز كرده است. در اين برنامهها براي بيماران و خانوادههاي آنها، مكملهاي غذايي تهيه ميشود.
طبق مطالعهاي كه در مجله انگليسي پزشكي اچ.آي.وي" چاپ شده است، احتمال مرگ بيماران گرسنه كه تحت درمان دارويي ايدز قرار دارند شش برابر افرادي است كه تغذيه مناسب دارند.
مطالعه اخير برنامه جهاني غذا نشان ميدهد تغذيه بيمار و خانواده او هزينه اندكي دربردارد. با وجود كمكهاي فراوان در تهيه داروهاي رايگان ، در تامين مكملهاي غذايي تلاش چنداني نشده است.
۱۰ آذر روز جهانی ايدز
وعده و وعيد برای دستگيری عامل پخش فيلم زهرا امير ابراهيمی
ابتذال اخلاقی
ابتذال اخلاقی (یدالله اسلامی نماينده دور سوم ) 1385/08/20
سروصدای پخش فیلمی به نام یک هنر پیشه به گوش خیلی ها رسیده است .بسیاری سعی کرده اند از ما جرا سر دربیاورند ؛دلالان برای به دست آوردن بیشتر فیلم را تکثیر وپخش کرده وبا تبلیغات مردم را برا ی خریدن فیلم وسوسه کرده اند .
نامه زهرا ابراهیمی که گویا شباهتی با بازیگر فیلم مورد اشاره دارد هم گویای شرایط دشواری است که برا ی او فراهم آمده است .
اینکه کسانی برای به دست آوردن پول دست به پخش چنین فیلم ها ی بزنند یک طرف قضیه است ولی طرف مهم تر میل مردم به خریدن ودیدن این فیلم است .
چرایی اینکه مسأله خصوصی یک فرد این گونه مورد توجه مردم قرار می گیرد وداستان فیلم پخش شده داستان کوی وبرزن می شود داستان دیگری است که از سقوط اخلاقی جامعه وافتادن اخلاق به دام ابتذال حکایت می کند .
ازکنار این داستان گذشتن مثل گذشتن از کنار بسیاری رخدادهای ویرانگر فرهنگ واخلاق جامعه است که همه جارا فراگرفته وخاموشی ما همه سبب شده است ویرانگری خانمانسوزشود .
اگر هرکس به درستی دربرابر این گونه رفتارها مقاومت می کرد ودست رد به سینه ارائه دهندگان فیلم می زد وبه خود اجازه نمی داد که حریم خصوصی افراد را مورد تهدید قرار گیرد این ویرانگری پایان می یافت.
بایکی از دوستان درباره چگونگی رواج این فرهنگ دربین مردم گفتگو می کردیم واو پیامدهای فیلم ونامه زهرا ابراهیمی ونوشتارهای دیگر را باز می گفت که نگرانی از نا بسامانی ها ی فرهنگی وسقوط اخلاقی جامعه بیشتر می شد.
میل به دیدن فیلمی این چنینی از سوی بخشی از مردم است که دست اندرکاران پخش فیلم را برای به دست آوردن سود مالی به دام چنین بازار کثیفی می اندازد.
چرا درجامعه ما به جای میل به دیدن فیلم وسر از ته وتوی قضیه درآوردن میل به حفظ حریم خصوصی افراد رواج پیدا نمی کند ؟ این پرسش رابا یست دست اندرکاران امر فرهنگ پاسخ دهند .کسانی که همه هم وغم خودرا درحمله به دیگران خلاصه کرده اند .کسانی که دربدر درروزنامه ها به دنبال مطلبی وبهانه ای برا ی تعطیل کردن روزنامه می گردند .
کسانی که مداحی را رواج می دهند وبا پیرایه بستن به باورها ی مردم برای خود نانی دست وپا می کنند .
بنیان ها اخلاقی بدجوری فرو ریخته است .ابتذال اخلاقی جامعه را برباد می دهد .
آیا زمان اندیشیدن نرسیده است ؟؟..؟
ننگ بر ماکه باهم چنین می کنیم.
فیلم سکسی بازیگر سریال نرگس، جنجال آفرید
زهرا امیر ابراهیمی و شایعات چند هفته اخیر
شایعه اول: تشریح فیلم سکسی دختری که به احتمال ..٪ زهرا امیر ابراهیمی بازیگر نقش زهره در سریال نرگس است؛ دهان به دهان و موبایل به موبایل می چرخد.
شایعه دوم: برخی جریان ها با سوء استفاده از این شایعه ، زهرا امیرابراهیمی را ممنوع التصویر کرده و تمام فیلم های وی که در نوبت نمایش بوده به حالت تعلیق درآمده اند.
شایعه سوم: یکی از بازیگران سینمای ایران به دلیل فشارات روحی اقدام به خودکشی کرد.
طی روزهای اخیر، پخش فیلم سکسی که شایعه شده متعلق به زهرا امیر ابراهیمی بازیگر مشهور سریال نرگس است، جنجال فراوانی به پا کرده است. این فیلم در سوپر مارکت ها - سی دی فروشی ها - بلوتوث موبایل و ..... به سرعت در حال انتشار است.
و حالا چند سوال :
- من این فیلم را ندیدم اما کسانی که دیده اند برام تعریف کردن گفتند که این فیلم توسط خود دختری که شاید و شاید زهرا امیر ابراهیمی است فیلم برداری شده است. کدام دختری حاظر است که چنین فیلمی را در چنین حالتی از خود بگیرد...؟؟؟/
- چرا اجازه می دهیم خصوصی ترین مسئله یک انسان به یک مسئله عمومی و جالب تبدیل بشود؟؟؟ هر کدام از ما که این فیلم را پخش و یا تعریف کرده ایم، آیا چند ثانیه خودمان را جای امیر ابراهیمی گذاشتیم؟
- وجدان ما آدمها کجاست؟؟؟
سلامت الکترنيک و پزشکی از راه دور
سلامت الکترونیک
پست الكترونيك، دولت الكترونيك و... همه واژههايي تازه اما كمابيش آشنا هستند ولي سلامت الكترونيك هنوز عبارتي ناشناخته است. سلامت الكترونيك، روش تازه ای در مراقبت های بهداشتی، تشخیصی و درمانی است که با فرایندهای الکترونیکی و ارتباطی پشتیبانی می شود. . هدف این سازوکار جدید دسترسی آسان جامعه به مراقبت های بهداشتی درمانی، بالابردن کیفیت خدمات و بهینه
سازی شبکه های بهداشتی و اقتصاد آن است.
از آنجا که دسترسی سریع به مراقبتهای پزشکی از حقوق اساسی همه مردم است می توان با بهره جویی از فناوری مخابراتی و اطلاعاتی دسترسی یکسانی را به خدمان بهداشتی درمانی برای همه افراد جامعه فراهم ساخت. کاربرد اساسی دیگر این روند، کمک به پیشگیری و کنترل بیماری های واگیردار، راهنمایی منابع انسانی متخصص در درمان و تسریع در فرایند ارائه خدمات بهداشتی و پزشکی است
دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 10 و 11 آبان ماه اقدام به برگزاری نخستین همایش بین المللی تله مدیسین و سلامت الکترونیک کرد؛ در این همایش تله مدیسین و سلامت الکترونیک، تله مدیسین و درمان، تله مدیسین و تشخیص، تله مدیسین و سیستم های اطلاعات و تله مدیسین و چالش های حقوقی و اخلاقی، مورد بررسی قرار گرفت.
تله مدیسین و سلامت الکترونیک
استفاده از فنآوريهاي ارتباط از راه دور جهت ايجاد، ارتقاء، يا تسريع خدمات سلامت را Telemedicine می گويند كه بهوسيله بانكهاي اطلاعاتي، مرتبط
ساختن مراكز درماني و تيم درمان يا انتقال اطلاعات تشخيصي محقق ميشود.
پیرامون منشا تله مدیسین نظرات گوناگونی وجود دارد. شاید شروع تله مدیسین در سال 1920 باشد که از طریق علائم مورس بین بیمارستان ها و کشتی ها، توصیه های پزشکی رد و بدل می شد. برخی هم معتقدند که سرویسهای تله مدیسین پیش از اختراع تلویزیون وجود نداشته است و علت این امر اینست که در ابتدا تمرکز این فعالیت ها بر تشخیص و پیش بینی های فیزیکی امراض بود وتشخیص های فیزیکی معمولا نیازمند اطلاعات دیداری هستند .
پزشكي از راه دور يا تله مديســين در حقيقت يك مفهوم عـــام است كه براي توصيف جنبه هاي متنوعي از مراقبت هاي پزشكي از راه دور بكار مي رود. پزشكي از راه دور مهارتي است كه از ابزارهاي چند رسانه اي بهره مي برد و با استفاده از تعداد زيادي فنآوري روز، نوعي استقلال از زمان و مكان در زمينه خدمات پزشكي بوجود مي آورد که بالطبع استفاده از اين ابزارها نيازمند مجموعه متفاوت و پرهزينه اي از زيرساخت هاي ارتباطي خواهد بود.تله مديسين در جهت آموزش، تهيه بانك هاي اطلاعاتي بيماران، هوش مصنوعي و پشتيباني مديريت سيستم هاي درماني نيز كاربرد دارد. اما آسان ترين كاربرد آن مشاوره الكترونيكي است كه به سادگي ميسر مي شود.

این تکنولوژی بیش از اینکه برای کشورهای برخوردار مفید باشد می تواند در کشورهای ضعیف تر کاربرد داشته باشد. در کشوری چون ایران که شبکه حمل و نقل کمتر توسعه یافته است و به دلیل وجود پراکندگی جمعیت در برخی نقاط از جمله مناطق کوهستانی و سخت گذر، و افزایش جمعیت سالخورده و یکسان سازی مراقبت های پزشکی دشوار است، تله مدیسین می تواند به تشخیص بهتر و سریعتر بیماری بیماران و گرفتن تصمیمات و صحیح تر در مورد درمان آنان، کاهش اتلاف وقت که در بعضی از بیماری های حیاتی است و کم کردن هزینه ها کمک کند.
پرونده الكترونيك بيمار
سلامت الکترونیک بر انتقال الکترونیکی اطلاعات بیماران در قالب پرونده الکترونیک استوار است و موفقیت در اجرای HER راه را برای سلامت
الکترونیک هموار می کند
.
دسترسي تيم درماني به دادههاي بيمار در هر كجا، تحليل درست و دقيق شركتهاي بيمه، ايجاد روندهاي خودكار جهت اعلام حساسيتها و تداخلات دارويي، يادداشتهاي باليني، نسخههاي الكترونيك، برنامهريزي و ارسال درخواست به آزمايشگاه و دريافت نتايج از مواردی است که با اجرایی شدن پرونده الکترونیک بیماران امکان پذیر می شود.اما تغییر از پرونده های کاغذی به سمت ایجاد پرونده الکترونیک سلامت بر اساس سطوح مختلف و پیچیده صورت می گیرد. تعریف HER در درون سازمان، تعیین انتظارات مناسب از HER، انتخاب آگاهانه و عاقلانه تکنولوژی و شرکای تکنولوژِی، پذیرش و مدیریت تغییر فرایندها و برنامه ریزی دقیق مراحل تبدیل و انتقال از فرایندهای دستی به فرایندهای الکترونیک، پنج گام مهمی هستند که سازمانهای مراقبت بهداشتی باید در راستای اجرای موفق پرونده الکترونیک سلامت به کار گیرند.
تله مدیسین و درمان
تيمهاي مجازي پزشكي شامل متخصصاني ميشود كه به صورت مشترك بر روي بيماران با كمك وسايل ارتباطي ديجيتال، فرآيند تشخيص و درمان انجام ميدهند. اين متخصصان ممكن از نظر جغرافيايي، فرسنگها باهم فاصله داشته باشند كه با دادن كنترل ابزارهاي طراحي رباتيك به پزشكان انجام ميشود. رشد بي وقفه
تكنولوژي و دسترسي همگاني به سيستم هاي ارتباطي و كامپيوتري، افق هاي جديدي را در علم پزشكي گشوده است که غير ممكن ها را ممكن مي سازد. براي اولين بار عمل جراحي از راه دور با كمك ربات بر روي يك زن ۶۸ساله انجام گرفت در اين عمل جراحي حدود هفت هزار كيلومتر بين تيم جراحي در نيويورك و بيمار بستري شده در بيمارستاني در شرق فرانسه فاصله وجود داشت. پزشك مستقر در نيويورك وسايل جراحي نهاده شده دراتاق عمل توسط ربات را کنترل ميكرد و اين عمل با استفاده از سيستم جراحي رباتيك به مدت ۵۴ دقيقه به طول انجاميد در اين عمل بيمار بعد از يك هفته فعاليت عادي خود را از سر گرفت.
با وجود اينكه جراحي از راه دور فوايد زيادي دارد مشكلاتي را نيز به دنبال دارد از جمله اينكه هر چه فاصله بين پزشك و بيمار زياد شود سرعت ارتباط با تجهيزات و مانيتورها كمتر ميشود و در چنين شرايطي ممكن است پزشكان درگير يك تاخير بيست و پنج ثانيهاي روي مانيتورها شوند كه همين ثانيههاي اندك در شرايطي خاص براي بيمار حكم مرگ يا زندگي را خواهد داشت. همچنین موانع مهمی برای کار کردن این روش وجود دارد.این موانع شامل فاصله میان نیازهای بهداشتی وتکنولوژی ،مقاومت بیمار ،مقاومت درمانگر،محرمانه بودن وامنیت اطلاعات وسیستم مدیریت خدمات بهداشتی است.
تله مدیسین و چالش های حقوقی و اخلاقی
با فراگیر شدن پزشکی از راه دور سوالات زیادی درباره مسایل اخلاقی و حقوقی در این روش مطرح می شود که باید به آن پاسخ داد. 
تله مدیسین نیاز به دسترسی پیشرفته به اطلاعات بالینی بیمار دارد و باید حمایت از مصونیت بیمار و محرمانه بودن اطلاعات وی در نظر گرفته شود. همچنین مسولیت خطاهای پزشکی ازدیگر ابهامات است چون ممکن است پزشک در آن کشور نباشد، تعهدات پزشکی نیز تعریف واضحی در این ساختار ندارد.مطمئنا به کارگیری این تکنولوژی نو که ساختار سنتی درمان را متحول می کند نیازمند تدوین مقررات اخلاقی و تعهدات پزشکی جدیدی است .
قندان
خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود
.
او در آنجا متوجه شد که پسرش با يک هم اتاقي دختر بنام Vikki زندگي ميکند. کاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.
او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث کنجکاوي بيشتر او مي شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم که شما چه فکري مي کنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم که من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم . "
حدود يک هفته بعد ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي که مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فکر نمي کني که او قندان را برداشته باشد ؟ " "خب، من شک دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد."
او در ايميل خود نوشت : مادر عزيزم، من نمي گم که شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم که شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است که قندان از وقتي که شما به تهران برگشتيد گم شده . " با عشق، مسعود
روز بعد ، مسعود يک ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضـــمن نمي گم که تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است که اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا کرده بود.
. با عشق ، مامان

خوش هيکلی به هر بهايی؟!!!
یکی از اهداف اصلی ورزش، سالم زیستن و پرورش سلامت در جامعه است. اما در این میان سلامت ورزشکارانی که در پی کسب مدال هستند به فراموشی سپرده شده است. اینان همیشه در تکاپوی یافتن راهی هستند که موجب برتریشان در رقابتهای ورزشی شود و تبلیغات مکملهای غذایی و دارویی از همه فریبندهتر است. عکسهایی از قهرمانان بدنسازی که گویا پوست بدنشان در مقابل حجم عضلات کش آمده و رگهای سطح بدنشان مانند طنابهای ضخیم عضلات را محکم در بر گرفته است داروی خاصی را نشان میدهند که انگار این بدن تنومند نتیجه مصرف این ماده بوده است و بعضی از ورزشکاران جویای نام و بیاطلاع نیز در نتیجه این تبلیغات به مصرف این مواد که اکثرا گران قیمت نیز میباشند روی میآورند، موادی که اغلب آنها فاقد اثراتی هستند که تبلیغاتشان اظهار دارد. قسمت دشوار در ارزیابی دعوی سازندگان مکملها این است که برخلاف دارو و موادغذایی لازم نیست که سازندگان مکملها به طور قانونی موثر بودن مصرف آنها را اثبات نمایند.
اطلاع رسانی ضعیف مسئولان و تبلیغات اغواکننده این محصولات به حدی است که خیلی از مصرف کنندگان مکملهای غذایی نمیدانند که هیچ رژیم غذایی وجود ندارد که موجب قهرمانی یک ورزشکار عادی شود و فقط رژیم غذای صحیح و منطقی شرایط را برای حداکثر آمادگی جسمانی مهیا میکند و بدتر از آن اینکه در اکثر ورزشگاهها و سالنهای ورزشی افرادی به تجویز نسخه رژیم غذایی و استفاده از دارو میپردازند که هیچگونه تخصص در این زمینه ندارند.
استروئیدها و اصولا داروها موادی هستند که تنها و تنها برای درمان بیماریهای تولید شده و تحت هیچ شرایطی برای مصارف ورزشی مناسب نیستند، پزشکان حتی برای تجویز این قبیل داروها در مورد بیماران خاص نیز با احتیاط عمل میکنند حال آنکه در دنیای ورزشهای قدرتی – افراد با سطح سوادی دوم ابتدایی و حتی کمتر، نمونههای قلابی این داروها را برای کسانی که تنها برای افزایش حجم عضلات تمرین میکنند تجویز کرده و به آنان اطمینان میدهند که مصرف این داروها خطراتی برای سلامت آدمی به دنبال ندارد و الباقی هم که خود بهتر از من میدانید!؟
متاسفانه این داروها در اکثر ورزشگاهها و سالنهای بدنسازی به راحتی قابل دسترسی است و هیچ نظارتی هم بر آنها نمیشود.
حتی اطلاع رسانی صحیحی نیز در زمینه عوارض جانبی آنها انجام نشده است. در حالی که در سایه اطلاع رسانی درست توسط پزشکان و اصحاب رسانه و با روشن شدن ماهیت واقعی این دسته از داروها برای عموم ورزشکاران و مربیان ورزشی؛ علاوه بر اینکه تقاضا برای مصرف این دسته از داروها به شدت کم میشود دیگر به جرات میتوان گفت کسی به خود اجازه تجویز این دسته از داروها را نیز نمیدهد.
راست يا دروغ؟
حتما شما هم فیلم هلالی را در کنار یه خانم تیتیش مشغول کشیدن قلیان دیدین ...
بعضی وقتها خیلی سخت می شه قضاوت کرد که آدم ها راست می گویند یا دروغ....
توضیح :من اصلا از هلالی خوشم نمی یاد ... یعنی از اول هم به دلیل اینکه با سبک جاز نوحه می خوانه ازش متنفرم ... اما این متن به نظرم جالب آمد...
آفتاب ـ دو سال پیش بود که صدای یک نفس «حسین حسین» مداحی گمنام توجه همه را به سبک خاص و تازهای از نوحهسرایی جلب کرد. گرچه بسیاری این سبک خاص مداحی را به دلیل شباهتهای آن با برخی ملودیهای لسآنجلسی در شان مجالس عزاداری نمیدانستند اما سبک مداحی عبدالرضا هلالی برای جوانانی که هر کدام به نوعی شیفته امام حسین هستند، جذابیت بسیاری داشت.
چند ماه بعد به سرعت سپری شد. حالا تقریبا همه بچه هیاتیها او را میشناختند. کار هلالی چنان بالا گرفت که در ماه محرم در تمام فروشگاههای لوازم صوتی و تصویری، صدا و تصویر او خودنمایی میکرد.
حتی آنهایی که چندان اهل گوش دادن به مداحی نبودند هم مبهوت سبک، نوع حرکات، صدا و تنالیته نوحههای هلالی میشدند...
اما این شهرت برای هلالی چندان خوش یمن نبود. پخش عکس و فیلم کوتاهی که او را همراه زنی نشان میداد نقطه سیاه بزرگی بر کارنامه مداح جوان نهاد و هلالی را یک شبه از اوج محبوبیت به زیر کشید. هرچند هلالی با انتشار بیانیهای آن زن را همسر شرعی خویش نامید، این جنجال بزرگ اما فروکش نکرد و دامنه شایعات و بازیهای رسانهای برخی سایتهای اینترنتی جنجالی به سرعت به «وضعیت مالی» و «روابط سیاسی» این مداح نیز کشیده شد! او نیز که به گفته خودش وضعیت روحی بدی را میگذراند دیگر بالای منبر نرفت و پاسخ «دشمنان»اش را به گفته خود «به امام حسین(ع) واگذار کرد».
اکنون به نظر میرسد پس از گذشت چند ماه از این ماجرا هلالی بار دیگر خودش را پیدا کرده است. او در شبهای قدر دوباره مداحی را آغاز کرد. هلالی در گفتگو با خبرنگار آفتاب بسیار نامنظم سخن میگوید، طوری که گاهی فکر میکنی پشت تلفن در حال اشک ریختن است. با گلایه از برخی رسانهها میگوید: «نمیدانم چقدر باید جواب پس بدهم و با چند نفر مبارزه کنم.»
از او درباره شایعاتی که در مورد وضعیت مالیاش این روزها بر سر زبانها است میپرسم. میگوید: «والا من چند میلیون بدهکارم ، همه میتوانند زندگیام را کندوکاو کنند و ببیند. من ضعیفترین خواننده! از نظر مالی هستم، خیلی از آقایون خواننده تا الان صاحب خانه شدهاند و از همه کس پول میگیرند. باید از آنها پرسید شما با حقوق 170 هزار تومان چطور توانستهاید خانه در بالای شهر و ماشین آخرین مدل داشته باشید. حتما کسانی هستند که شما را ساپورت میکنند ولی من بعد از این همه سال ،امسال توانستهام خانهای با قرض و وام در خیابان 13 آبان برای پدر و مادرم بخرم تا بتوانند در آن راحت زندگی کنند. آن وقت آقایان میگویند که هلالی «پرادو»دارد ...».
از او در مورد عکسها و فیلمی که سر منشا ماجرا بود میپرسم. میگوید: «عکس زنم را که پیراهن رکابی پوشیده بود پخش کردهاند. همه میگویند من باید بیشتر دقت میکردم. قبول دارم که یک سری اشتباهات داشتهام. شما هم اشتباه میکنید اما این درست است که پخش شود؟ این کار حرام است...».
هلالی چندان دل خوشی هم از مداحان دیگر ندارد: «من به اندازه سنم میتوانم بفهمم .هم صنفیهای من چشم دیدنم را ندارند، خانواده ما عرب است و قلیون از رسوم ما به حساب میآید مگر خود آقایان سیگار یا قلیون نمیکشند خیلی از اینها پای ... هستند و پاکتهای چند میلیون تومانی از مداحی میگیرند، کسی هست که برای فردی به نام .... میخواند... نه اینها تنها برای پول مداحی اهل بیت را میکنند.»
به نظر میرسد دردسر های هلالی تمامی ندارد: «من را تکفیر کردهاند، یک شب در میدان ولیعصر کتکم زدند وسط خیابان یقهام را پاره کردند و من گریه سر دادم آن وقت گفتند که هلالی چون پرادو داشته و دختر بازی میکرده کتک خورده. آقای الله کرم هم در مجله موج نوشت که هلالی پرادو دارد، یکی نپرسید این پرادو کجاست اگر من ماشین داشتم آن قدر شجاع بودم که اعلام کنم.»
هلالی ماجرای بازگشت دوباره خود به دنیای مداحی را اینگونه شرح میدهد: «هر کس دیگری بود نمیتوانست دیگر در خیابان راه برود، این لطف امام حسین بود که به من شهامتی دوباره داد. البته حوزههای علمیه و علما به من زنگ زدند و گفتند که دوباره مداحی کن. در این مداحی که برای امیرالمؤمنین(ع) بود، جوانان با حضورشان قیامتی برپا کردند. شب آخر 6 هزار نفر جمعیت آمده بود اما در همان شب به پلیس زنگ زدند و گفتند که این جرثومه فساد را بیرون بیاندازید گفتند که بمبگذاری کردهایم...»
هلالی درمورد منبع تامین هزینههای هیاتش میگوید: «هیچ ارگانی به ما پول نمیدهد ، ما تمام خرجها از جمله شام و غیره را از جیب خودمان میدهیم».
هلالی در ادامه ممنوعالمنبر شدن خود را تکذیب میکند و میگوید: «به اختیار خودم چند وقتی منبر نرفتم ، وضعیت روانی بسیار بدی داشتم، دوستان نیز میگفتند تا چند وقت به منبر نروم».
این مداح جنجالی مصرانه معتقد است عدهای غرضورزانه با او مبارزه میکنند و از این که جوانان به هیأتش میآیند ناراحت میشوند: «در کرج یک چیزی توی استکان چایم ریخته بودند که تا 6 ماه نمیتوانستم مداحی کنم تو تمام این مدت هیچ کس حالی از ما نپرسید...»
از دست دادن سلامت به بهانه قهرمانی
امروز داشتم در مورد دوپینگ مطلب می نوشتم ...
خیلی مسخره است ها .. تو همه سالن های ورزشی مثل نقل و نبات به بچه های مردم قرص و .. که چی؟ بازو بیارن این هوا
هیچ کس هم نظارت نمی کنه ...
حالا کاش حداقل قرص هاش تقلبی نبود... 
و اقعا این پسرها فکر می کنند با خوردن یک مشت دارو می توانند هیکلشان را مثل آرنولد کنند؟
به این عکس نگاه کنید خداییش چندش آور نیست؟

سلام . . .
می دانید من قراره
که ا خبار وزارت بهداشت را داشته باشم ...
کسی می دانه تو وزارت بهداشت چه خبره؟

خداوندا در این روز مرا به موافقت (اعمال و افکار) نیکان عالم موفق بدار و از رفاقت و مصاحبت اشرار جهان دور گردان
سلام
می دانم که خیلی دیر به دیر و نا منظم به روز می کنم و این باعث شده که دوستای ثابتم را از دست بدم
... اما خب کار و زندگی و... کمتر فرصت می گذارد که آدم به اینترنت وصل بشه ... یاد ایام بی کاری بخیر که صبح و ظهر و شب تو چت ولو بودیم... 
بعد که واسه خودم یه کار دست و پا شکسته تو باشگاه خبرنگاران پیدا کردم دیگه فرصت نمی شد که بیام نت ... آخه تا بیام خونه می شد ساعت ۷-۸ شب بعد هم تلفن و مامان و زندگی و ... 
اما فکر کنم که دوباره باید پناه ببرم به دنیای مجازی و وبلاگ... البته این دفعه نه به خاطر بی کاری بلکه به خاطر پیدا کردن یه کار ثابت ...
آره ...کارمند شدم... کارمند دفتر یه روزنامه و مثل همه کارمندها باید ساعت کاری پر کنم و بازم مثل همه کارمند ها ظهر که می شود دیگه کار برای انجام دادن ندارم و یک جوری باید زمان را بگذرانم... 
وای خدایا الان تازه ساعت ۱ ... تا ۴ چی کار کنم!!!!!
ازدواج به سبک پولکی
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی..
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم.
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است.
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است.
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید: پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم .
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند.
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است…
. بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود. ….
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است! مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد و معامله به این ترتیب انجام می شود .
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید
يادت هست؟
يادت هست؟ خوابيده بودی. باران میآمد. يكی میزد به شيشه. از خواب پريدی. پرسيدی «كيه؟» كسی جواب نداد بهت. رفتی پرده را كنار زدی از پنجره بيرون را نگاه كردی كه ببينی كی است. حالا يادم نيست عاشق كدامش شدی. عاشق باران شدی كه همينطور میآمد يا عاشق گنجشكها شدی كه زير همان باران میپريدند
اين طرف و آن طرف و جيك جيك میكردند يا عاشق برگ درختها كه باران تميزشان كرده بود و قشنگشان كرده بود و جوان و شاداب بودند. تو خودت يادت هست؟
چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند . . آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***
سال نو مبارک ...
آيا می دانستيد؟
Did you know that those who appear to be very strong in heart, are real weak and most susceptible?
آيا ميدانستيد آنهايی که از نظر احساسی بسيار قوی به نظر ميرسند در واقع بسيار ضعيف و شکننده هستند
Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them
آيا ميدانستيد که آنهايی که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران ميکنند خود به کسی برای مراقبت نياز دارند
Did you know that the three most difficult things to say are:
I love you, Sorry and help me
آيا ميدانستيد که سه جمله ای که بيان آنها از همه جملات سخت تر است
دوستت دارممتاسفم
و
به من کمک کن
ميباشد
Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face?
و آيا ميدانستيد که نوشتن احساسات بسيار آسانتر از رودرو بيان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسی بيشتر است
Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted?
آيا ميدانستيد که اگر چيزی رابا ايمان از خداوند بخواهيد به شما عطا خواهد شد
Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do.
آيا ميدانستيد که شما ميتوانيد به روياهايتان جامه عمل بپوشانيد روياهايی مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهيد و اگر واقعا اين موضوع را ميدانستيد از آنچه قادر به انجامش بوديد متعجب ميشديد
واقعااين حرف دل منه .
خدا جونم کی اين ؛بهترين؛می ياد؟!
راستش را به ما نگفتند يا لااقل همة راست را به ما نگفتند.
گفتند: تو كه بيايي خون به پا ميكني،جوي خون به راه مياندازي و از كشته پشته ميسازي و ما را از ظهور تو ترساندند.
ما از همان كودكي، تو را دوست داشتيم. با همة فطرتمان به تو عشق ميورزيديم و با همة وجودمان بيتاب آمدنت بوديم.
اما ... اما كسي به ما نگفت كه چه گلستاني ميشود جهان، وقتي كه تو بيايي.
همه، پيش از آنكه نگاه مهرگستر و دستهاي عاطفه تو را توصيف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.
آري، براي اينكه گلها و نهالها رشد كنند، بايد علفهاي هرز را وجين كرد و اين جز با داسي برنده و سهمگين، ممكن نيست.
آري، براي اينكه مظلومان تاريخ، نفسي به راحتي بكشند، بايد پشت و پوزة ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روي زمين برچيد.
و اينها همه، همان معجزهاي است كه تنها از دست تو برميآيد و تنها با دست تو محقق ميشود.
اما مگر نه اينكه اينها همه مقدمه است براي رسيدن به بهشتي كه تو باني آني .
آن بهشت را كسي براي ما ترسيم نكرد.
كسي به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين درياي خون نشسته است، چگونه ساحلي است؟!
پرندگان در آشيانههاي خود جشن ميگيرند و ماهيان درياها شادمان ميشوند و چشمهساران ميجوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه ميكند.
به ما نگفته بودند كه وقتي تو بيايي:
رفاه و آسايشي ميآيد كه نظير آن پيش از اين، نيامده است. مال و ثروت آنچنان وفور مييابد كه هر كه نزد تو بيايد فوق تصورش، دريافت ميكند.
ما بيآنكه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينة فاضلة حضور تو را بشناسيم تو را دوست ميداشتيم و به تو عشق ميورزيديم.
كه عشق تو با سرشتها عجين شده بود و آمدنت طبيعيترين و شيرينترين نيازمان بود.
ظهور تو بيترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد.
آناهيتا
آناهيتا الهه آب،همواره در تاريخ ايران باستان،از تقدس و احترامي خاص
برخوردار بوده است و براي پاسداري آن، فرشته نگهباني بنام آناهيتا قرار دادند كه اين فرشته مورد احترام و تقدس آحاد مردم بوده و براي او معابد و تنديس هاي بسياري ساخته اند. از جمله اين معابد، معبد ناهيد در همدان بوده است كه اشياء قيمتي اين معبد در حمله اسكندر تاراج شد و باقيمانده آن نيز توسط " آنيتوخس " كه از سلاطين مقتدر (( سلوكيه )) بود، در عهد اردوان اول، غارت شد.
معبد معروف ديگري در كنگاور است كه از شهرت بيشتري نسبت به معابد ديگر برخوردار است.
مخفف واژه آناهيتا، ناهيد است كه بعدها به ستاره زهره شهرت پيدا كرده كه آنرا الهه وجاهت،
زيبائي،
موسيقي و بالاخره الهه عشق
مي دانند چرا كه آب را سر منشاء حيات مي دانستند و عالي ترين پديده حيات را عشق ناميدند و وجه اشتراك حيات و عشق را در اين ميدانستند كه بدون وجود هر يك از آنها، زندگي مفهومش را از دست مي دهد.

بدين لحاظ،ستاره زهره را مظهر عشق مي دانند و از گذشته هاي دور،براي اين ستاره زيباي فلكي داستانهاو اشعار عاشقانه بسياري ساخته اند.
در افسانه هاي اساطير يونان،اين ستاره به نام ونوس ( آفريدت) الهه عشق و زيبائي لقب گرفته است.
ويليام شكسپير،شاعر ونويسنده مشهور انگليسي با اتكاء به ادبيات يونان، روايتي از افسانه ونوس و آدونيس را بنابر ذوق خود به تصور درآورده كه در ادبيات انگليس شهرت بسزايي دارد.
ايرج ميرزا شاعر ايراني،همين حكايت را با نام زهره و منوچهر به نظم درآورده كه يكي از زيباترين آثار او محسوب مي گردد.
منم متولد برج ناهيد م 
سلام ... 
دوباره فصل امتحانات شورع شد و...
خر خونی های شب امتحان هم شروع شد... 
اين دوره ليسانس هم تموم شد و آرزوی درس خوندن در طول ترم بر دلم ماند ....

اين پنج تا امتحان هم به خير بگذره می شم خانم مهندس ... 
يه مهندس بی سواد ديگر هم به خيل عظيم دانشجوهای بی سواد جامعه اضافه شد..... البته به شرطی که اينا پاس شن....

طفلک اين پسره؟
-
هستی لایه لایه است . تو در تو و پر از راز والبته پیچیده . برای درک اون باید خوب بود . همین !!.هر کسی در هر موقعیتی می دونه که خوب ترین کاری که می تونه انجام بده چیه. اما مشکل زمانی شروع می شه که انسان نخواد این خوب رو انتخاب کنه .
-
در چنین صورتی او راه را کمی محو کرده . اگه در موقعیت دوم هم انسان نخواد به خوب تن بده راه محوتر و تاریک تر می شه .
-
وقتی هزار تا انتخاب بد رو به جای هزار تا انتخاب خوب بر می گزینیم وضع اون قدر آشفته و تاریک می شه انسان حتی نمی تونه یک قدم جلو بر داره . شبیه قدم زدن در مه می مونه . خوش بختانه هستی اون قدر سخاوت داره که دائم یک فرصت و یک شانس دیگه به شما می ده تا دوباره از صفر شروع کنید .
-
زندگی مواجهه ای ابدی انسان است با این انتخاب ها .
-
-
اگر کتاب روی ماه خداوند را ببوس نوشته مصطفی مستور رو نخوندین نصف عمرتون بر فناست . پیشنهاد می کنم که حتما بخونید . یه داستان با یه عالمه حرف . با یه نثر خیلی ساده و رون . من عاشق این کتابم . راستی اگر کتاب خوبی خوندین حتما به من هم بگین
-
چرا ....
چرا وقتی که يه دختر تو کارش پيشرفت می کنه .... می گن به خاطر روابط پنهانی ....
چرا نمی تونن قبول کنن که اگر یه رئيس به يه دختری توجه می کنه به خاطر کار خوبشه نه به خاطر علاقه های جانبی
واقعا اين روزها از حرف های بچه های خسته شدم...
امروز تازه ساعت ۱ بعد اظهر فهميدم که حضرت آية الله العظمى صانعى امروز را عيد اعلام کرده ... مثل اينکه ۳ نفر از مراجع تقليد امروز نماز خوندن ...
هلال ماه شوال براي حضرت آيه الله العظمي صانعي ساعت 23 چهارشنبه 11آبان ثابت گرديد و لذا فردا پنجشنبه 12/8/84 را عيد سعيد فطر اعلام نمودند.
عيدتون مبارک ...


خيلی جالبه يه سری امروز روزه آخر رمضانشونه يه سری عيدشون ... خدايی خيلی هماهنگيما
خلاصه امت واحد مسلمان عيدتون مبارک
مثل اينکه فقط نيت اين بوده که من امروز علی رقم خستگی زيادم برم سر کار 
سلام ... 
شب ۲۹ ماه مبارک رمضانتون بخير ... نماز روزه هاتون هم قبول ...
عيد افتاد جمعه ... البته به احتمال زياد... يعنی فردا هم بايد برم سر کار 

خراب کاری
امروز سر کارم واقعا خراب کاری کردم ...
و در کمال ناباوری ُ سردبيرم هيچی نگفت !!!!
خيلی شانس آوردم که سردبير هميشه شاکی من امروز بد اخلاق نبود ....
من اينو توی سايت هری چاتر و شاهزاده دور رگه ديدم ... به نظرم جالب بود ... هرچند اين روزا اين حرفا زيادی دارن تکراری می شن ...
باغ ملي گياهشناسي ايران
|
باغ گياهشناسي ملي ايران از سال ۱۳۴۸ فعاليت خود را در غرب آزادشهر منطقه ۲۲فعلي آغاز كرده و جزو ده باغ گياهشناسي بزرگ دنياست و مادر گياهشناسي در ايران به شمار مي رود. در اين باغ رويشگاه هاي مختلفي از كشور و همچنين برخي رويشگاه هاي مهم دنيا ايجاد شده است. اين باغ ابتدا با عنوان مؤسسه گياهشناسي ملي تأسيس و سپس به عنوان باغ گياهشناسي ملي شناخته شد، ولي بعد از مدتي با مؤسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع ادغام و به يكي از بخش هاي تحقيقاتي آن مؤسسه تبديل شده است.
باغ ملي گياهشناسي از دو قسمت «باغ و هرباريوم» تشكيل شده كه به ترتيب شامل مجموعه زنده و مجموعه خشك شده از گياهان هستند.
قسمت اول، باغ گياهشناسي زنده است كه از بيش از سه هزار گونه از انواع گياهان از قبيل درخت، درختچه، پيچ، بوته و پياز و ... تشكيل شده و علاوه بر اهداف تحقيقاتي و علمي كه دارد با هدف آموزش براي ارائه خدمات آموزشي ـ فرهنگي به شهروندان سازماندهي شده است. قطعات عمده در باغ گياهشناسي ايران به شرح زير است:
۱) رويشگاه هاي مهم كشور نظير جنگل هاي خزري، زاگرس، البرز و بيابان هاي كشور،
۲) رويشگاه هاي مهم جهان نظير اروپا، آمريكا، آسيا (هيماليا و چين و ژاپن)،
۳) قطعات تخصصي نظير سيستماتيك (رده بندي گياهي) گياهان دارويي و صنعتي، آربراتوم، گياهان پياز ايران و باغ ميوه ايراني،
۴) قطعات آموزشي ـ نمايشي شامل باغ هاي سنگي و صخره اي، باغ هاي نمايشي، آبشارها و درياچه ها،
|
قسمت دوم، «باغ هرباريوم» يا گنجينه گياهان است كه در آن، نمونه هاي گياهي به صورت خشك و با روش خاصي شناسايي، طبقه بندي و نگهداري مي شوند. اين مجموعه در حقيقت، موزه نباتات خشك است كه در حال حاضر با داشتن ۲۴۷هزار نمونه گياهي شامل «گياهان استاني» و ... يكي از معتبرترين هرباريوم هاي منطقه خاورميانه و بزرگترين و مجهزترين آنها در كشور است.
«مهندس كريمي نوروزي» كارشناس گياهشناسي اين باغ در اين باره مي گويد: «بيشتر اين گياهان به وسيله همكاران قسمت بذر و نهال جمع آوري شده اند. آنها به دنبال اين گياهان همه جا را گشته اند تا جاي هيچ نمونه اي در باغ خالي نباشد و چه بسا شب هايي را به اجبار در كوه و دشت ها به سر برده اند.»
علاوه بر اين، تعداد زيادي نمونه گياهي از ساير كشورهاي دنيا از طريق مبادله در اختيار مؤسسه قرار گرفته و در هرباريوم ملي ايران نگهداري مي شود.
اين باغ كه ميراث ملي ماست در قطعه زميني از مراتع ملي شده به مساحت ۱۵۰هكتار در اراضي چيتگر در غرب منطقه ۲۲ احداث شده است. ارتفاع آن از سطح دريا ۱۳۲۰متر و داراي آب و هواي نيمه خشك و ميزان بارندگي متوسط سالانه در اين محل ۲۴۰ ميلي متر است. حداكثر درجه حرارت ثبت شده آن در ماه هاي تير و مرداد ْ۴۳ ـ ۴۲ سانتي گراد و حداقل حرارت هوا در زمستان پايين تر از ْ۱۰ سانتي گراد است. طرح جامع باغ به نحوي پيش بيني شده است كه نشان دهنده الگويي از باغ ها و جنگل هاي ايران باشد.

سلام
سال نو مبارک

.. برا همين نمی تونم بيام .. الان هم خونه دوستمم ... اميدوارم که روز و روزگار مطابق ميلتون پيش بره .
.. راستی از درس و دانشگاه چه خبر ؟ من که هنوز نرفتم سر کلاس های ترم جديد ... 
و بينهايت زيباست
لا يكلف الله نفسا الا وسعها لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت ربنا لا تؤاخذنا ان نسينا او اخطانا ربنا و لا تحمل علينا اصرا كما حملته على الذين من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقة لنا به و اعف عنا و اغفر لنا و ارحمنا انت مولانا فانصرنا على القوم الكافرين
|
بسم رب الحسين عليه السلام

الا .... اي محرم!
الا .... اي محرم!تو خشم گره خورده سالياني،
تو آتشفشاني، تو بر ظلم دشمن گواهي.
تو بر شور ايمان پاکان نشاني.
تو هفتاد آيه، تو هفتاد سوره ، تو هفتاد رمز حياتي،
تو پيغام فرياد سرخ زماني.
رستاخيز
The Cross Of Changes
If you understand or if you don’t
If you believe or if you doubt
There’s a universal justice
And the eyes of truth
Are always watching you .
چه درک کنی و چه درک نکنی
چه باور کنی و چه به آن شک داشته باشی
یک رستاخیز جهانی وجود دارد .
و چشمان حقیقت
همواره تو را نگاه می کنند.
Michael Cretu
سلام ...
احوال شما .؟ خوش می گذره ؟
اين عکس ها رو ببينيد .....






آلودگی ...
آلودگی هوای تهران........................ چاره ای جز تحمل نداریم.
اما وقتی الودگی بیاید: نه آسمان آبیست نه تحمل باقی.
و اگر کسی مثل من کمی هم حساس باشه ... هر روز بعدالظهر بايد يک سردرد جانانه را تحمل کنه 
سلام م م.....
عيدتون مبارک باشه ...

|
اين نامه از کانون فرهنگی رهپويان وصال برداشته شده است . http://www.rahpouyan.com/article/default.asp?mode=article&artid=143&artid1=15% نامه سرگشاده به همه وبلاگنويسان ديندار |
|
نامه سرگشاده به همه وبلاگنويسان ديندار .روي سخن من با وبلاگ نويسان مذهبي است، آنها كه دين ندارند يا ادعاي دينداري ندارند حكمشان جداست، خوب سخن را از اينجا آغاز ميكنم: يادش بخير زماني بود كه نوجوانان ما براي پا گذاشتن به عرصه جبهه و جنگ در شناسنامههاي خود دست ميبردند تا سنشان را بيشتر نشان دهند، زماني بود كه تنها دغدغه جوانان ما اين بود كه مبادا جنگ تمام شود و آنها شهيد نشوند، زماني بود كه محاسن داشتن و ساده پوشيدن و ساده زيستن ارزش بود، زماني بود كه از خود گذشتن و براي ديگران مايه گذاشتن باعث آرامش انسان بود، زماني بود كه با نامحرمان انس گرفتن و گپ زدن باعث خجالت و سرافكندگي بود، زماني بود كه ديانت و تقوا و شب زندهداري و امثال آن سخت طرفدار داشت، زماني بود كه... اما با گذشت كمتر از دو دهه اكنون زماني است كه نوجوانان ما در شناسنامه خود دست مي برند تا خود را از اقليتهاي مذهبي نشان دهند، الآن زماني است كه بزرگترين دغدغه جوانان ما اين است كه هنگام چت با نامحرم ديسكانكت شوند، اكنون زماني است كه محاسن داشتن و همشكل پيامبر و مولا بودن، ساده پوشيدن و ساده زيستن مايه سرافكندگي شده است، اكنون زماني است كه زرنگي كردن و حق ديگران را خوردن و آنها را بر خاك سياه نشاندن باعث آرامش شده است، اكنون زماني است كه انس با نامحرمان و چتهاي شبانه نه تنها باعث سرافكندگي نيست بلكه نشانه رشد و پيشرفت و تمدن است، اكنون زماني است كه با بيسوادي تمام فقط چند حرف قشنگ عليه دين زدن باعث شهرت و مايه افتخارات ملي است.. واي بحال نسلي كه از آن ارزشها به اين لغرشها رسيده باشد، واي بحال جماعتي كه همشكل شدن با كفار را نشانه شخصيت بداند، واي بحال نسلي كه به اسم خدا و مذهب و امام حسين و امام زمان با نامحرمان به گفتگو بنشيند و دانسته و ندانسته نفس شيطاني خود را ارضاء كند، واي بحال جماعتي كه به اسم قلم علَم شيطان را استوار كرده و به اسم دانش، سازش با نفس اماره را رواج ميدهند، واي بحال كسي كه به اسم جبهه و جنگ و شهداء بساط انس و ارتباط با نامحرم راه انداخته است... بارها گفتهام باز هم ميگويم: اين ارتباط آزاد پسران و دختران مذهبي به اسم مذهب بدعتي سخت بد عاقبت است، و اللـه من و تو مسؤوليم، و اللـه ما مقصريم، خيلي از دوستان كه مرا رها كردهاند و رفتهاند گلهاي هم نيست اما شما كه دور و برت شلوغ است، شما كه پرطرفدار و پرخواننده هستي اگر سكوت كني مقصري، اگر باز هم به تعارف و مسامحه بگذراني بايد جواب امام زمانت را بدهي، تا كجا و تا به كي بايد توجيح كرد؟! مگر ما مسلمان نيستيم؟! كجاي دين ما با اين ارتباطات سازگار است؟! كدام مرجع تقليدي اين چتهاي غيرشرعي را اجازه داده است؟! اين آشناي غريب حاضر است با هر كسي كه ميخواهد در اين مورد به بحث بنشيند، هر كه فكر ميكند من اشتباه ميكنم بسم اللـه... آخر برادر من به چه مجوزي نسبت به يك نامحرم اينطور خطاب ميكني و پيام ميگذاري؟! آخر خواهر من به نظر كدام مرجعي اينطور به نامحرم راه ميدهي و مرتبط ميشوي؟! چشممان را باز كنيم، آخر واقعيت را كه نميشود انكار كرد، فقط خدا ميداند اين رابطهها چه صدماتي به نسل ما زده، حجب و حياء از ميان رفته، كانون بسياري از خانوادهها از هم پاشيده، لذت عبادت و شوق بندگي از ما رخت بربسته، عزيز من چرا براي نمازت اينطور وقت نميگذاري؟! چرا هفته به هفته ميآيد و ميرود لاي قرآن را هم باز نميكني؟! چرا نماز صبحت پشت سر هم قضاء ميشود؟! تا خرخره در لجنزار اينترنت غرق شدهايم و باز توجيه ميكنيم. منكر بعضي فوائد اينترنت نيستم اما آخر انصاف دهيد سودش بيشتر است يا ضررش؟! آنقدر ضررش زياد است كه سود جزئي آن به حساب نمي آيد، مثل اينكه ما از حمله آمريكا به عراق تعريف و تمجيد كنيم براي اينكه در كنار اين تهاجم به داد چند نفري هم رسيدهاند!!! بهم دروغ نگوئيم، صادق باشيم، كداميك از ما در اين معركه پر ضرر متضرر نشدهايم؟! كداميك از ما به بيراهه نرفتهايم؟! كداميك از ما چشم خود را آلوده نكردهايم؟! آقا جان چت و گفتگوي دو نامحرم اشكال دارد، دين ما اين طور ميگويد، مراجع ما اين طور ميگويند، آخر ما حرف چه كسي را قبول داريم؟! كدام عقلي امضاء ميكند كه به صرف نشناختن و نديدن ارتباط حلال است؟! زياد ميگويند كه اين ارتباطات بدون در نظر گرفتن جنسيت است، اين ادعائي است بدون دليل و تخيلي است بدون واقعيت، اگر اينطور است كه ميگويند پس بقول يك دوست اينهمه اصرار و توجيه براي چيست؟! اگر جنسيت مطرح نيست خوب اين همه درد دل و گپهاي آنچناني را با يكي مثل خود انجام دهند، تنها كسي ميتواند جنسيت را ملاحظه نكند كه يا از نفس گذشته باشد يا دل و جانش در جذبه عشق حضرت حق مجذوب باشد، ما كداميك از اينها هستيم خلاصه كلام اينكه: يا مرد باشيم و حداقل به اسم خدا و دين و امام حسين و امام زمان گناه نكنيم، يا مردتر از مرد باشيم و اشتباه خود را قبول كنيم و با تمام قوا در صدد جبران برآييم، و اللـه اگر چنين نكنيم مديون امام حسين هستيم، و اللـه اگر توجيه كنيم منفور امام زمان هستيم... هر كس اين مطالب را ميخواند اگر قبول ندارد دليل بياورد و اگر قبول دارد انتشار دهد. و ما توفيقي إلّا باللـه، علي اللـه توكّلت و إليه اُنيب... فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد... |
حتما نظراتتون ر ا برام بنویسید ... این هم نظر من=>
من ديندارم ، اما ادعاي دين ندارم ... چون توي اين چند سال ديدم که خيلي از آن افرادي که ادعاي دين داشتند ... دينشان تنها در حد ادعا بود . من بچه اي هستم از يک خانواده کاملا مذهبي ...شايد بهتره بگم خانواده اي مذهبي و سنتي .... اما هر چقدر بزرگتر شدم .. سوال هاي بيشتري هم برايم پيش امد ... سوال هايي که هر چقدر بيشتر به دنبالشان رفتم ... به جاي اطمينان شک هايم بيشتر شد.. الان هم که مطلب شما رو خوندم يک عالمه سوال برايم پيش آمد .. که برايتان مي نويسم اگر جواب هاي قانع کننده اي داشتيد .... خوشحال مي شم که بدانم
{يادش بخير زماني بود كه نوجوانان ما براي پا گذاشتن به عرصه جبهه و جنگ در شناسنامههاي خود دست ميبردند تا سنشان را بيشتر نشان دهند، زماني بود كه تنها دغدغه جوانان ما اين بود كه مبادا جنگ تمام شود و آنها شهيد نشوند، زماني بود كه محاسن داشتن و ساده پوشيدن و ساده زيستن ارزش بود، زماني بود كه از خود گذشتن و براي ديگران مايه گذاشتن باعث آرامش انسان بود، زماني بود كه با نامحرمان انس گرفتن و گپ زدن باعث خجالت و سرافكندگي بود، زماني بود كه ديانت و تقوا و شب زندهداري و امثال آن سخت طرفدار داشت، زماني بود كه...} => همه اين افرادي که مي گوئيد جوان هايي بودند که در زمان طاغوت بزرگ شده و تربيت شده بودند ... زماني که حکومت تمام نيروي خود را براي تبليغات ضد مذهبي گذاشته بود ... زماني که سر دمداران حکومت نه ادعاي مذهب داشتند و نه حکومت اسلامي .. اما در دو دهه اخير جوان هايي مانند من در جامعه اي بزرگ شدند که حکومت اسلامي بر آن حاکم بود ... پس چرا ؟ چرا برعکس جواب دادند ... ؟ چرا به جاي اينکه جامعه روز به روز به سوي مذهب برود ... روز به روز به سوي ......؟چرا ؟
نگوئيد تهاجم فرهنگي که اين فقط بهانه اي است براي توجيه ؟ لطفا توجيه نکنيد ...
اگر اسلام اسلام ناب محمدي باشد ... بايد انقدر زيبا و جذاب باشد که تمام جذابيت هاي ديگر در مقابل آن رنگ ببازد .. اگر غير از اين بود ، هرگز پيامبر اسلام نمي توانست اسلام را در جامعه کفر پيروز گرداند .
{بارها گفتهام باز هم ميگويم: اين ارتباط آزاد پسران و دختران مذهبي به اسم مذهب بدعتي سخت بد عاقبت است،}=>خوب حالا به من بگوئيد .. چه ايرادي دارد؟ ارتباط آزاد دختران و پسران را لطفا براي من تعريف مي کنيد ... حرف زدن ساده .. چه ايرادي دارد .؟
مگر ما انسان نيستيم ؟ مگر مخلوق خدا نيستيم ؟ مگر نه اينکه انسانها براي زندگي اجتماعي آفريده شده اند ؟ مگر خدا دختر و پسر را کنار هم در يک جامعه قرار نداده ؟ پس چرا شما اين ارتباط را حرام مي دانيد ؟ اگر خدا اين همه محدوديت خواست يک ديوار وسط دنيا مي کشيد .. مي گفت خانم ها اينطرف آقايان آنطرف ... نگوئيد دارم کفر مي گويم ... خدا خود اجازه داده که حتي به وجودش هم شک کنيم .. پس بيائد کاسه داغتر از آش نباشيم ...
{اين آشناي غريب حاضر است با هر كسي كه ميخواهد در اين مورد به بحث بنشيند، هر كه فكر ميكند من اشتباه ميكنم بسم اللـه...}=> خوب من فکر مي کنم که شما کاملا اشتباه مي کنيد بسم ا...
{تا خرخره در لجنزار اينترنت غرق شدهايم و باز توجيه ميكنيم.}=> اينترنت يکي از دستاورد هاي بزرگ دنياي علم است .... چرا بايد هر چيز جديد را به لجنزار تشبيه کنيد ..؟. مگر نه اين که اسلام ناب محمدي از پيشروان علم بود ... مگر نه اين که امامان ما از بزرگترين عالمان عصر خود بودند ؟ ؟
هيچ چيزي في النفسه بد نيست ... چرا در اين جامعه رسم شده که به جاي حل مسئله صورت مسئله را پاک مي کنند ؟
Public:migan ye jomle begoo toosh 6 ta bil dashte:bashe.
mige:akharesh nafahmidam habil ba bil ghabilo kosht ya ghabil ba bil habilo kosht
migan ye jomle begoo 7 ta bil dashte bashe.mige:bilmiram,habil ba bil ghabilo kosht ya ghabil ba bil habilo kosht
migan ye jomle begoo 8 ta bil dashte bashe.mige:bilmiram,habil ba bil ghabilo kosht ya bil_ax,ghabil ba bil habilo kosht.
migan ye jomle begoo 9 ta bil dashte bashe.mige:bilmiram,bilakhare,habil ba bil ghabilo kosht ya bil_ax,ghabil ba bil habilo kosht
yaroo dige kam miare mige ye jomle begoo 129 ta bil dashte bashe.mige:bilmiram,bilakhare,habil 30bilo ba bil ghabil 30bilo ro kosht ya bil_ax,ghabil 30bilo
سلام ....
خيلی وقته که هيچی ننوشته ام ...می خوام شروع کنم ... البته شايد بعد از امتحانا ... فعلا ايام امتحان رو به همه دانشجو های عزيز تسليت می گم 
خدای مهربان نگهدارتون

http://www.douglas.bc.ca/psychd/courses/cool_illusions.htm
به اين سايت سر بزنيد عکس های با نمکی برای سرگرم شدن داره
نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را
که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری
صدایی از صدای عشق خوشتر نیست، حافظ گفت ،
اگر چه بر صدایش زخم ها زد تیغ تاتاری
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من ، نه این که مرا عشق تازه نیست
من از تو می نویسم و کیمیا کم است
سر شارم از خیال ولی کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزل های من شود
چیزي شبیه عطر حظور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی پاکان کم است
خون هر آنچه غزل نگفته ام به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟؟
ترانه "عطر حظور تو " ناصر عبدالهی واقعا زیباست نه ؟
سلام ...
بازم يه مهر ديگه امد ... 
امسال هم بايد برم سر کلاس

فکر کنم سال بعد برای اين روز ها دلم يه ذره بشه 
و کلی حسرت آدمايی رو بخورم که اول مهر می رن سر کلاس 
عظمت آبشار به ريزش آن است.ببخش تا بزرگ بمانی
باور من بر اين است، كه شگفت انگيزترين
چيزها در زندگي، كشف انساني ديگر
است، كه با او، رابطه انسان، در
,گذر سالها، عمق، زيبائي
.شكوه و سرور مي يابد
جبران خليل جبران
ای فرزند بزرگان مقرب درگاه حق،
ای فرزند راهنمایان راه یافته ؛
ای فرزند نیکان پاکیزه ؛
ای فرزند دریاهای بخشنده ؛
ای فرزند ماه های نور افشان ؛
ای کاش می دونستم کجا منزل گرفته ای ، و چه سرزمین و مکانی این افتخار شاملش شده که تو رو در خود نگهداره ، آیا در کوه رضوانی یا غیر از آن ، یا در ذی طوی .....
خیلی برای من سخته که مردم را ببینم ولی نتونم روی ماه تورو ببینم یا صدای قشنگتو بشنوم .
جانم بقربانت ای پنهانی که از میان ما بیرون نیستی جانم به قربانت ای دور از نظری که از ما دور نیستی جانم به قربانت ای قرین شرف و بزرگواری که برابر نداری
تا کی سرگردان تو باشم ای مولای من و تا کی و به چه زبانی وصف تو گویم .
آیا روز جدائی ما به وعده تو پیوست می شود.
کی می شود که از وصل تو سیراب بشویم ؟...
دنيايي که در آن زندگي ميکنيم !
اواخر تابستان گذشته سازمان خواروبار جهاني ( فائو ) يک نظرخواهي انجام داد که تنها يک پرسش داشت . پرسش اين بود که :
« نظر شخصي خود را درباره راه حلي براي مشکل کمبود غذا در ساير نقاط جهان ، را بطور آزادانه بيان کنيد. »
اما اين نظرخواهي با شکست کامل مواجه شد . چرا ؟ چون :
۱- در آفريقا کسي نمي دانست « غذا » چيست !
۲- در اروپاي مرکزي کسي نمي دانست « کمبود » چيست !
۳- در اروپاي شرقي کسي نمي دانست « نظر شخصي » چيست !
۴- در آمريکاي لاتين کسي نمي دانست « آزادانه » يعني چه !
۵- در خاورميانه کسي نمي دانست « راه حل » يعني چه !
۶- و در ايالات متحده کسي نمي دانست « ساير نقاط جهان » کجاست !
عاقل خبری را نزد کسی نمی گوید که او راتکذیب میکند و از کسی که خواسته او را نمی دهد در خواستی نمی کند وبه کسی که اطمینان ندارد امید وار نمی شود
بر گرفته از فرهنگ سخنان امام حسین ع
محمد دشتی

تولدم مبارک 
۲۱ ساله شدم 
سرود آشنايي
كيستي كه من
اين گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو مي گويم
كليد خانه ام را
در دست ات مي گذارم
نان شادي هايم را
با تو قسمت مي كنم
به كنارت مي نشيم و
بر زانوي تو
اين چنين آرام
به خواب مي روم ؟
كيستي كه من
اينگونه به جدْ
در ديار روياهاي خويش
با تو درنگ مي كنم ؟
احمد شاملو
هرگز عاشق مشو مگر آنکه بتوانی همه عیب های آدمی را تحمل کنی.
گزيده اى از خطبه حضرت زينب (س

گزيده اى از خطبه حضرت زينب (س
O اى اهل كوفه ! اى دغلبازان فريبكار بى وفا! آيا گريه مى كنيد؟ پس اشك شما نخشكد و ناله تان خاموش نگردد، مثل شما همچون آن زن احمق است كه پنبه هايى را مى رشت و نخ مى ساخت ، دوباره آنچه را كه رشته بود پنبه مى كرد و آنچه را كه بافته بود باز مى كرد.
O پس بگرييد كه سزاوار گريه ايد. راستى كه شما به عار اين كار گرفتار آمديد و به ننگ آن مبتلا گشتيد و هرگز اين لكه را نتوانيد شست . و كجا مى توانيد ننگ كشتن زاده ختم نبوت و معدن رسالت ، و سرور جوانان بهشتى و پيشتيبان جنگتان و جايگاه سلامتى خو و طبيب زخم هايتان و پناه مشكلاتتان و بيانگر حجتتان و مشتعلگاه راهتان را بشوييد!.
O واى بر شما! مى دانيد چه جگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله بريديد؟ و چه پيمانى شكستيد؟ و چه دخترانى از او در معرض ديد آورديد؟ و چه حرمتى از او دريديد؟ و چه خونى از او ريختيد؟.
O راستى كه كار ناپسندى كرديد كه نزديك است آسمان ها را از شدت آن بشكافد.
O پس اين مهلت الهى شما را سبكسار نسازد كه عجله و شتاب ، خدا را به شتاب نيندازد و بيم از دست رفتن انتقام بر خدا نرود، هرگز، كه خداوند در كمين ما و آنها نشسته است .
بزبز قندي

گرگ طبق عادت قديم خود، پسرش را به خانهي بزبز قندي فرستاد. پسر بعداز ساعتي دستخالي برگشت و پساز آن روز نه غذا خورد و نه حرف زد. گرگ جوان، عاشق حبّهي انگور شده بود.
سلام ....
تعطيلات خوش گذشت ؟! اميدوارم که خيلی خوش گذشته باشه
من الان ۲ ساعته که دارم سعی می کنم که قالب وبلاگمو عوض کنم
اما آخرش هم موفق نشدم
آخه يکی نيست به من بگه ..؛ تو که از کامپوتر و بالاخص کد های جاوا هيچی حاليت نيست .. آخه واسه چی ازلکی وقتتو می زاری
خلاصه اين که کلی نا اميد شدم و فعلا بايد همين قالب قديمی من رو تحمل کنيد .. مگه اين که يه دوست خوب کمکم کنه
راستی زيبا ترين جمله ای که اين چند وقته اخير ديدن يا شنيدين چی بوده ؟؟
زيبا ترين جمله ای که من خوندم اينه :
يک سال به ديدار تو نزديکتر گشته ايم

مهدي جان
هيچ كلامي را در وصف تو نيافتم
ولي آ نچه ميگويم زبان حال همه است
\" بيا تا دورت بگردم “/
جانم فدايت
حیوانات سمبل 12 چرخش سال هستند
این سبلها بیشتر سمبل چرخش بودن زمان را دارند بر خلاف فکر غربی که عقیده بر خطی بودن زمان داره.
تقویم چینی بر اساس چرخش ماه پایه گذاری شده و متدهای بیشتری نسبت به مدل غربی داره
در تقویم چینی شروع سال زمانی بین اخر ژانویه و اوایل فبریه هست
این تقویم بر خلاف تقویم میلادی که خطی هست و یعنی از تولد مسیح شروع شده و ادامه داره عقیده بر این داره که سال به صورت جرخه ای هست و این دوازده علامت هر سال عوض میشه و بعد از 12 سال دوباره تکرار میشه. و ایم عقیده جرخشی بودن ستال هست.
برا اساس افسانه های چینی این دوازده تا حیوان بر اساس اینکه کدوم یکی رهبر باشه و شروع کننده با هم به جنگ پرداختند و در این قسمت تصمیم گرفتند که از خدا کمک بیگرند.
و خدا از آنها خواست که هر که زود تر به آنطرف رودخانه رسید برنده مسابقه هست.
تمامی حیوانات در لب رودخانه جمع شدند و در آب پریدند به غیر از گاو نر و موش که بر پشت گاو نر پرید و زمانی که گاور نر خواست که به لبه ساحل بپره موش از روی پشت او پرید و برنده مسابقه شد
بنا بر این موش اول و گاو نر دوم و خوک به خاطر تنبلی اخر است
سالهای چینی به ترتیب
موش
گاور نر
ببر
خرگوش
اژدها
مار
اسب
بز
میمون
خروس
سگ
خوک و یا گراز نر
است
که بنابر تقویم کشاورزی چین ، به نوبت نماینده یک سال هستند . در میان حیوانات مذکور ، میمون با مردم بسیار نزدیک است .چینیان میمون را دوست دارند و میمون را حیوانی خجسته می دانند . در زبان چینی ، کلمه " میمون " با کلمه " مقام مارکیز " هم صدا است . کلمه " مقام مارکیز " در زبان چینی هم معنای " خوش و درخشان " دارد . بدین سبب ، میمون که با کلمه " مقام مارکیز " هم صدا است ، به نشانه خوشبختی و سعادت تبدیل شده است . در نقاشی های قدیمی چین ، میمون همیشه به عنوان نشانه خوشبختی دیده شده است .
. میمون همچنین حیوان خجسته مسابقات فوتبال جام آسیایی چین در سال 2004 است . این میمون کوچک با نام " به به " پرنشاط ، دوست و زرنگ است و روحیه متحد و دوستانه جام آسیایی را منعکس می کند
امروز اول صفر ؛ ورود اسرا به شام ......
از سهل بن سعد نقل شده است که گفت :
در سفری که وارد شام شدم آثار شادی را در چهره ها دیدم و شهر را آذین بسته مشاهده کردم با خود گفتم مگر امروز عید است ؟!! از عده ای پرسیدم مگر شام عید مخصوص دارند که ما نداریم ؟ گفتند : تعجب داریم که چرا از آسمان خون نمی بارد و چرا زمین دگرگون نمی شود . گفتم : چرا ؟ گفتند : این شادی برای این است که سر مبارک حسین بن علی (ع) را از عراق به شام برای یزید هدیه آوردند ...... سهل می گوید خود را به آن دروازه رساندم و... کنار یکی از اسراء رسیدم پرسیدم : تو کیستی ؟ گفت : من سکینه دختر امام حسین (ع) هستم . گفتم : من هم از اصحاب جد شما هستم اگر دستوری دارید در خدمتم . فرمود : به این بدبختی که سر مقدس پدرم را دارد بگو تا از میان محمل ها بیرون ببرد و کمی جلوتر حرکت کند تا مردم به تماشای سر بپردازند و از نگاه کردن و خیره شدن به ما چشم پوشی کنند ، این قدر به حرم رسول خدا بی حرمتی نشود .سهل می گوید : رفتم مقداری پول به او دادم تا او راضی شود که سر مقدس امام را کمی جلوتر حرکت دهد و او نیز به خواسته من عمل کرد .
( تذکره شهدا ص 412)
يا مقلب القلوب و الابصار
يا مدبر اليل و نهار
يا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الي احسن الحال
"ســـــــــال نـــــــو مبـــــــــــارك"
« پرده بگردان و بزن ساز نو
هين که رسيد از فلک آواز نو
تازه و خندان نشود گوش و هوش
تا زخرد در نرسد راز نو
برجه ساقي طرب آغاز کن
و زمي کهنه بنه آغاز نو »
( مولاناي كبير) 
بهار آن واژه دل انگيز دشت خيال و سوار تك تاز واقعيت از راه رسيد.
و باز هم بهار خاطره آور از راه رسيد، بهاري كه پيام آور زيبايي هاست و از بين برنده تمام زشتي ها.
لحظاتي به زيبايي آن چه وصف ناشدنيست و به لطافت آن چه لمس ناشدني.
جلوههاى قدرت الهى در لحظه لحظه بهار تجلى مىيابد.
شكفتن شكوفههاى بهارى، جوشش چشمهها و ترنم نسيم و نشاط پرندگان، تفسيريست از گل واژه توحيد.
شقايقها به تقديس و غنچهها به تسبيح، گلبرگهاى خود را در سپيدهدم بهار مىگشايند و چمنزارها در وزش باد بهار به ركوع و سجود مىافتند.
انسان، انسان نيست، جز آنكه يا عارف است يا عاشق پس در هر دو حال بهار به من، به شما و به همگان لبخند ميزند.
پس لبخندش را به جان بپذيريم و در درون دلهاي درياگونمان، مهمان كنيم تا در جزر و مدش، آرام و قراري باشد بر دلهاي اميدوار مان.

حلول سال نو و ميلاد گل و سبزه را به شما و خانواده محترمتان تبريك مىگوييم و آغازى بهارى و فرجامى خوش را برايتان از درگاه پاك آفريدگار آرزو مندم.
بهار ۱۳۸۳
امشب چهارشنبه سوری ست
چهارشنبه آخر سال را چهارشنبه سوری می گويند و مراسم ويژه
آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم مقداری بوته
خار درخانه ها فراهم می شود و کوچک و بزرگ از روی آن می
پرند و می گويند زردی من از تو سرخی تو از من

در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از …) می خوانند.
البته این رسم قدیمی چهار شنبه سوری ؛ الان که رسم به ایجاد صدا های بلند انفجار ؛ هر چه بلند تر بهتر .
در اینجا ( کلیک کنید ) اعتقاد های عجیبی رو که در گذشته در بین
زنان ( البته به احتمال 100% نویسنده مرد بوده ) رواج داشته بیان کرده :
بعضی از زنان عقيده دارند اگر شب چهارشنبه سوری فال بگيرند فالشان درست در می آيد از اين رو به ويژه در گذشته ها اگر کسانی می خواستند فال بگيرند در سر چهار راه به نحوی که کسی آنها را نبيند در تاريکی يا دالان خانه می ايستادند و به گفت و گوی عابرين گوش می دادند. اگر عابرين سخنانی اميد بخش در مورد عقد، عروسی، معامله ای سودآور، خبر خوشی که شنيده اند، مژده ای که داده اند، فرزندپسری که گيرشان آمده بيان می کردند به فال نيک گرفته می شد و نويد آن بود که سالی نيکو و پراز شادی و سرور در پيش است و اگر برعکس از اختلاف، نزاع، مرگ، ضرر، ناخوشی، خبرهای ناگوار گفت و گو می شد نشان اين بود که سال نو سال نيکوئی برای فال گيرنده نيست. در قديم بعضی اوقات زنان کاسه ای را بر می داشتند و به در خانه اين و آن می رفتند و با پول يا فلز يا شیء به کاسه می زدند که صدای تصادم شیء و کاسه شنيده شود و صاحبخانه با خبر گردد و بيايد دم در. وقتی صاحبخانه می آمد و آنها را می ديد حرفی رد و بدل نمی شد اگر صاحبخانه می رفت و برايشان شيرينی و آجيل می آورد نشان خير و برکت بود و اگر نه بر عکس. زنان شيراز درسابق عقيده داشتند که در شب چهارشنبه سوری بايد حتماً به سعديه رفت و در آب سعديه آب تنی کرد. پيرزنان با نشاط قديمی شيراز، در شب چهارشنبه سوری بزک نموده و مجلس عيشی روبراه می کردند در اين مجلس از ترانه های محلی خوانده می شد و دايره نيز می زدند و همه ابراز سرور می کردند.
تاریخچه چهار شنبه سوری :
به رغم آنچه كه در باور هاي مردم وجود دارد، چهارشنبه سوري جشني نيست كه بر گرفته
از مراسم ايرانيان كهن باشد .اين جشن با نظر قاطع اكثر محققين پس از ورود اسلام
ميان ايرانيان رواج يافت و جزو مجموعه ايين هاي نوروزي قرار گرفت.علي بلوكباشي در
كتاب "نوروز" مي نويسد:
در زمانهاي پيش از اسلام ،هر ماه ايراني نامي از ايزدان
و فرشتگان داشت و هر روز از هر ماه هم نامي ويژه خود. فروردين و ارديبهشت و ....
ام ماه ها بود و هرمزد و بهمن و ....به ترتيب نام روز ها.
بخش كردن ماه به
چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و
........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان
فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.
"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي
ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است. اين واژه در ختنه سوران به معناي
جشن و در سوردادن به معناي مهماني دادن و در گويش هايي مانند كردي به معني سرخ
استعمال مي شود. به اين اعتبار كه در شب چهار شنبه آخر سال ايرانيان جشن مي گيرند و
شادي و سرور مي كنند و آتش مي افروزند و با شعله هاي سرخ آتش دل تاريك شب را سرخ و
روشن مي كنند،مي توان شب چهارشنبه سوري را جشن شب چهارشنبه يا شب چهارشنبه سرخگون و
سرخ فام دانست.
پيشينه چهار شنبه سوري از زمان پيدايي جشن چهارشنبه سوري و شكل
گيري آداب برگزاري آن آگاهي فراواني در دست نيست. بي ترديد اين جشن پيشينه اي كهن
دارد و شب آخر سال يا "شب سوري" از سده ها پيش جشن گرفته مي شده است. تنها نوشته اي
كه از اين جشن به اشاره ياد مي كند"تاريخ بخارا"تاليف ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي به
عربي است.در اين كتاب در سخن از خانه هاي پادشاهان كه در بخارا بوده به شب سوري
اشاره مي كند و مي نويسد:"منصور بن نوح ساماني به سراي بنشست،هنوز سال تمام نشده
بود كه چون شب سوري چنان كه عادت قديم است آتشي عظيم افروختند،پاره اي آتش بجست و
سقف و سراي در گرفت.........".
بهرام فره وشي آتش افروزي پيش از نوروز و در سه
شنبه شب آخر سال را به دليل رايج نبودن روز هاي هفته د رايران كهن از آيين هاي
ايرانيان قديم نمي داند و مي نويسد:"اين آتش افروزي درست پيش از آغاز جشن
همسپثمدم،يعني سيصدو شصتمين روز سال كه آغاز روز هاي گاسانيك يا "پنجه وه"است انجام مي گرفته ،زيرا ايرانيان بر آن بودند كه فروهرهاي نياكان در آغاز اين روز ها به
زمين فرود مي آيند و بركت و نيك روزي براي خاندان مي آورند. در همين روز ها بود كه براي راهنمايي آنان به هنگام آغاز شب در بالاي بام ها يا صحن خانه ها آتش مي افروختند و مايه آتش را هم از آتش دان ويژه خانه فراهم مي آوردند تا آنها راه خاندان خود را باز يابند و به سوي خانواده بشتابند."
سبب برگزاري جشن چهارشنبه
سوري عرب ها روز چهارشنبه هر هفته را مانند روز سيزده هر ماه نحس و بد شگون مي دانستند. اين اعتقاد عربي در زمان حكومت تازيان در ايران ،در انديشه ايرانيان راه
يافت و ايرانيان هم مانند عرب ها چهار شنبه را بدشگون و شوم پنداشته و از آن و
بلاهاي آن سخت پرهيخته اند و براي رفع آسيب هاي آن رو به جشن و شادماني آورده اند.
خیلی طولانی شد ...... ببخشید .... شرمنده
شب خوبی داشته باشين 

سلام ....
روز برفیتون بخیر
واقعا این برف من رو غافلگیر کرد
استاد بیماری های گیاهان زراعی تاکید کرده بود که حتما حتما باید دوشنبه رو بریم سر کلاسش .
صبح به زور ساعت 6.50 چشامو باز کردم .... پیش خودم گفتم که وای بازم دیر شد . سریع از جام پا شدم از اتاقم که اومدم بیرون بابام گفت :
- صبا برفو دیدی ؟
- چی ؟!! 
از پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم وای ی ی چه برفی !!! خیابون ما هم که طبق معمول بند اومده و اصلا تاکسی نیست ... خلاصه این که بی خیال دانشگاه شدم ...
امیدوارم که روزه برفی خوبی داشته باشین . خیلی جالبه ها .. تا دیروز هوا گرمه گرم بود ... شکوفه ها رو نگاه می کردیم ... امروز همه جا رو برف گرفته
طفلک باغدار ها .... محصول هاشون از بین رفت 


راستی چهار شنبه سوری می شه به جای آتیش بازی ؛ برف بازی کرد 

۶ روز تا عيد نوروز مونده ....
راستی خونه تکونی کردين ؟
خدا وکيلی کار خيلی سختيه ؟
راستی يادتون نره ها ا ا ا اا ا ا ا ا !!!!
خونه دلتون رو هم يه تکونی بدين 
اگرنمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي
بوته اي در دامنه اي باش
ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد
اگر نمي تواني درخت باشي ،بوته باش
اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش
و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن
اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش
ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه!
همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود
در اين دنيا براي همه ما كاري هست
كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر
و آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست
اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش
اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش!
داگلاس مالوچ
مولایم
بی تو در چنگال مرگ اسیرم .
بی تو زندگی کويري ست برهوت .
مولایم
کی به سراغم می آیی؟
به دیدار این خدمتگزاری که دیری ست به جست و جو ي تو بوده است .
مولایم
کی این انتظار به پایان خواهد رسید ؟
سلام
خیلی وقته که چیزی ننوشتم ... ببخشید
. آخه تهران نبودم ، با بچه های دانشگاه رفته بودیم جنوب ؛ بازدید مناطق جنگی .
الان 2-3 روزه که برگشتم . دوست داشتم که یه عالمه از حرفامو بنویسم . اما نمی دونم چرا ،این چند روزه اصلا حوصله ندارم . {کمی هم بد اخلاق شدم دلم برای اطرافیانم که مجبورا منو تحمل کنن می سوزه
} دلم برای حال و هوای اونجا تنگ شده .دلم نمی خواست برگردم تهران ، وقتی که برگشتم تهران پیشه خودم گفتم : دوباره برگشتم سر جای اولم تو همون منجلابی که بودم !
چرا در اسلام اهميت زيادى به گريه كردن داده شده است؟
همان طور كه مى دانيد گريه داراى فوائد بسيار زيادى است اويد شاعر روسى ميگويد:
در گريستن لذتى است؛ زيرا اندهها و تأثرات درونى كه در اعماق روح و قلب انسان است با سيلاب اشك بيرون آورده و نابود مى كند.
وبرخى روانشناسان معتقدندكه ميان گريه و زخم معده رابطه اى وجود دارد از آن جمله كاشنيك مى گويد:
اشخاص زود رنج و عصبى براى سوء هاضمه و زخم هاى مربوط به معده آمادگى مخصوص دارند. اين گونه زخم ها در ميان مردان بيشتر ديده مى شود و علت آن را گريه نكردن مردان دانسته است.
دانشمندان براى گريهاى كه منشاء دنيوى دارد چنين فوائدى را نقل ميكنند حال اگر اين گريه هدفمند گردد ومنشاء آن يك امر الهى باشد در اين صورت فوائد آن قابل شمارش نخواهد بود چنانچه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: "كل شيء ثواب الا الدمعة فينا " يعنى براى هر چيزى ثوابى مقرر شده اما اشكى كه درباره ما اهل بيت ريخته شود ثواب آن بى نهايت دارد.
زيرا يكى از فوائد گريه براى اهل بيت خصوصاً امام حسين (عليه السلام) اين است كه مؤمن حقيقى را مشخص ميكند چنان چه در حديثى آمده كه امام حسين (عليه السلام) مى فرمايد: "انا قتيل العبرة لا يذكرنى مومن الا استعبر" يعني: من كشته شده اشك هستم، هيچ مومنى مرا ياد ننمايد مگر اين كه برايم گريان شود.
و برخى از دانشمندان اسلامى تا شصت فائده براى چنين گريه هايى كه هدفمند باشند و گرفته شده از يك تفكر آرمانى باشند نقل مى كنند
اما چرا در دين مبين اسلام به گريه اهميت زيادى داده شده، از زوايهاى ديگر غير از دلايل روايى مطرح شده، پنج دليل عقلى ديگر را مختصراً ذكر ميكنيم كه عبارتند از:
1ـ گريه كردن اشخاص ـ اعم از بستگان يا غير بستگان ـ براى كسى كه مظلومانه به قتل رسيده نشان از مظلوميت و غصب شدن حقى از حقوق آن مقتول ميباشد.
2ـ اين گريهها سبب تحريك احساسات مردمى ميشود و دو ثمره دارد يكى اين كه ايجاد سؤال در مردم ميشود كه چرا او را كشتند؟ و دوم اين كه بيخبران نيز از قضيه آگاه شده و از خواب غفلت بيدار مى شوند.
3ـ وقتى احساسات مردم تحريك شد و بعضى از خواب غفلت بيدار شدند درصدد انتقام و گرفتن حق مظلوم از ظالم مى شوند.
4 ـ حس انتقام جويى تبديل به انسجام مردمى و خواست همگانى مى گردد. كه حركت ملى را در برخواهد داشت.
5 ـ لازمة حركت ملى، داشتن يك ايده و تفكر با آرمان هاى بالا را مى طلبد، چنان چه در مورد سيد الشهداء (عليه السلام) مى بينيم كه قيام و شهادت حضرت به يك ايده و تفكر بكر در اسلام بدل شده است. وثمره اين اشكها زنده ماندن اين آرمان تا قيام قيامت خواهد بود
«حسين (عليه السلام) نورى است كه هرگز خاموش نخواهد شد»
چرا در مراسم عزادارى حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) لباس سياه مى پوشيم؟
شايد به ذهن بعضيها خطور كند كه چرا در مراسم عزادارى سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) پيراهن مشكى مى پوشيم، جواب اين سؤال واضح است زيرا پيراهن مشكى از ديرباز به عنوان علامت عزا و اندوه بوده و به كشور و آئين خاصى مربوط نمى شود بلكه در تمام دنيا اين رسم معمول بوده به طورى كه رنگ مشكى در سطح بين الملل براى اقامه عزا به رسميت شناخته شده و اين امر، بديهى است.
همان طور كه انسان بايد در مجالس ميهمانى و سرور لباس مخصوص و فراخور آن مجلس بپوشد در مجالس سوگوارى نيز عزادار بايد لباس مخصوص، با رنگى مخصوص بپوشد و از تجملات به دور باشد تا نشانگر حزن و اندوه او باشد. همچنين مجلس عزا و سوگوارى نيز بايد از تجملات و زينت خالى باشد و به لباس عزا آراسته شود. [1]
چنانچه خانهاى كه امام حسين (عليه السلام) در آن زندگى مى كردند بعد از شهادتشان انجام داد. و آن طور كه در خبرها آمده آن خانه در خطاب به مردم گفت: من هم اكنون لباس سياه پوشيدم و از اين پس لباس سياه مونس و همدم من خواهد بود. [2]
پس مجالس عزادارى بايد به گونهاى باشد كه وقتى كسى در آن وارد مى شود در او ايجاد حزن و اندوه كند و رنگ سياه از ديرباز به عنوان شاخص عزا و حزن واندوه بوده و هرگاه مجلس عزايى اقامه ميشد در وديوار با پارچههاى سياه آذين بندى مى گشت. چنانچه اهالى مدينه براى استقبال از اهل بيت امام حسين (عليه السلام) كه از شام برگشته بودند، انجام دادند. در آن روز همگى لباس هاى سياه پوشيدند و فرياد واويلا سر مى دادند [3] و اين سنت حسنه هنوز پا برجاست وهر جاكه براى سالار شهيدان اقامه عزا مى شود شيعيان، خود و مجلس خود را به رنگ سياه مزين مى كنند. و به قول شاعر:
عالم همه محو گل رخسار حسين است ذرات جهان در عجب از كار حسين است
دانى كه چرا خانه حق گشته سيه پوش يعنى كه خداى ما عزادار حسين است
اين سيرهاى است كه خود اهل بيت (عليهم السلام) به آن ملزم بودند و در اينجا به رواياتى که اهل بيت (عليهم السلام) خود نيز سياه پوشيده اند اشاره مى نمائيم :
1ـ شيخ برقى در کتاب محاسن روايت نموده است :
همگامى که امام حسين (عليه السلام) کشته شدند زنان بنى هاشم لباس سياه پوشيدند و از هيچ سرما و گرمايى شکايت نمى کردند و امام زين العابدين (عليه السلام) براى آنان غذا تهيه مى فرمود .
2ـ مرحوم شيخ نورى در مستدرک الوسايل ، ضمن روايتى نقل مى کند : امام زين العابدين (عليه السلام) را ديدند در حالى که جليقه سياه پوشيده بودند .
3ـ امام حسن مجتبى (عليه السلام) در عزاى پدر بزرگوارشان امير المومنين (عليه السلام) لباس سياه پوشيدند در کتاب ناسخ التواريخ آمده است :
هنگامى که اميرالمومنين (عليه السلام) دفن شدند و ابن ملجم به قتل رسيد ابن عباس به سوى مردم آمده گفت : اميرالمومنين از دنيا رفت و به جاى خود جانشين گذاشته است اگر دوست داريد تا به ميان شما آيد و اگر دوست نداريد هيچ کس را اجبارى در کار نيست . مردم به گريه افتادند و گفتند : بگو تا به ميان ما آيد.
امام حسن(عليه السلام) در حالتى که لباس سياه پوشيده بودند به ميان مردم آمده و وارد مسجد شده و بر منبر رفتند .
4ـ از پاره اى احاديث فهميده مى شود که از نظر شيعه در عصر ائمه طاهرين (عليهم السلام) عادت بر اين بوده که مقدارى از ماه محرم و صفر تا ماه ربيع الاول لباس سياه مى پوشيده اند و اين عمل مورد تقرير و امضا فعلى و قولى ائمه (عليهم السلام) قرار گرفته است .
مرحوم مجلسى به مناسبت روز نهم ربيع الاول حديث مفصلى را نقل مى کند و در ادامه مى فرمايد : ما احاديث ديگرى يافته ايم که مويد همين مطلب است و به اين احاديث اعتماد مى کنيم . از احمد بن اسحاق قمى نماينده امام حسن عسکرى (عليه السلام) روايت مى کند که ضمن روايتى گفت : «...... امروز [نهم ربيع الاول] روز بيرون آوردن لباس سياه است .»
و اين عادت که امروزه ميان شيعيان رواج دارد که تا روز نهم ربيع الاول سياه مى پوشند و در اين روز از عزا در مى آيند دنباله همان تقرير و امضاى معصوم است .
و مرحوم سيد بن طاووس قريب به اين حديث را در کتاب اقبال از کتاب نشروطى به اسناد خود از حضرت امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) نقل مى کند .
و در مقاتل آمده: پس از به اسارت بردن اهل بيت (عليهم السلام) به شام و متحمل شدن آن بلاهاى جانگداز يزيد (عليه اللعنه) همه واقعهى كربلا و بعد از آن را از جانب عمر بن سعد اعلام ميكند و خود شخصاً از امام زين العابدين (عليه السلام) عذر خواهى مى كند و عرض مى كند هر چه بخواهيد انجام مى دهم ، در اين حال بود كه حضرت زينب (عليها السلام) فرمود: مى خواهيم در شام براى برادرم امام حسين (عليه السلام) و عزيزانمان اقامه عزا كنيم.
وقتى موافقت از طرف حكومت اعلام شد. حضرت زينب (سلام الله عليها) دستور فرمودند كه تمام مجلس را با پارچه سياه آراسته كنند و همه مجلس يك دست سياه پوش شد و در قلب حكومت يزيد (عليه اللعنه) مجلس عزادارى اقامه شد و مظلوميت آن حضرت و ياران با وفايش براى همه آشكارتر گشت وتير خلاصى بود بر شقيقه حكومت يزيد.
-----------------------
منابع
[1] البكاء (مرحوم مير جهاني): ص 577 .
[2] لهوف:ص 232.
[3] رمز المصيبه: ج 3، ص 383.
|
ای غبارت توتیای چشم ما ای کربلا
| |
|
در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است | |
|
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است |
|
|
با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان | |
|
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است |
|
|
بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است | |
|
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است |
|
|
لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن | |
|
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است |
|
|
ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار | |
|
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است |
|
|
چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند | |
|
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است |
|
|
هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را | |
|
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است |
|
|
تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید | |
|
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است |
|
|
عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست | |
|
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است |
|
|
هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما | |
|
کربلا ای کربلا ای کربلا ای کربلا |
|
|
"کیومرث عباسی قصری" | |

چند تا ضرب المثل در مورد ازدواج :
1- هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني) 
2- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني ) ۱۰۰٪موافقم

3- داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .
( ضرب المثل فرانسوي ) ۲۰۰٪مخالفم
اين فرانسوى ها هم خيلي مرد سالارن
4- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )

5- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)
آی مردای شيکمو
.... وای وای وای 
يعنی دخترهايی مثل من که تخم مرغ نيمرو کردن هم بلد نيستن .... کلاشون پس معرکست ....
6- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )
ای بابا پس چی کار بايد کرد؟
7- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز ) 
خيلی سخته
8- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
چی بگم والا دروغ هم نميگه
به این ضرب المثل خیلی خیلی توجه کنید ... خیلی مهمه =>
9***- خانه بدون زن ، گورستان است . ***( بالزاك ) 


ای کاش اين بالزاک زنده بود تا باشه از اين طرز تفکرها
سلام
خوب ولنتاین امسال هم اومد و تموم شد ... شنبه شب تو خیابونها صحنه های جالبیو می شد دید ...
یکی از بچه ها می گفت که از ولنتاین متنفره ،
چون همه تو این روز فقط به فکر این هستن که چی کادو می گیرن
... وبه تنها چیزی که فکر نمی کنن عشقه ....
یکی دیگه اعتقاد داشت که چرا ما ایرانی ها باید این روز رو جشن بگیریم ...
آخه ولنتاین نه تو تاریخ ملی و نه تو تاریخ مذهبی ما نقشی نداره ( راستشو بخواین من هم کمی موافقم .... اما روزه جالبیه
)
راستی نظر شما در اين مورد چيه ؟؟!!
اما علی متن جالبیو تو قسمت نظرات برام نوشته بود :
عشق آخرین مرحله رسیدن به معشوق است .
ولنتاین روز دوستی ، محبت و عشق است .
گوهری پاک بباید که شود قابل فیض ور نه هر سنگ و گلی لولو مرجان نشود
آری در راه رسیدن به معشوق باید از خیلی چیز ها گذشت .
اما یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
به ببخشید من زیاد پر گویی کردم . خوب آخر کار را هم به تمام کسانی که صدایی هر چند مبهم رااز پشت پنجره های روبرو به انتظار نشسته اند تقديم می کنم :
میتوان پلک زد در اول صبح ساده و پاک دید دنیا را آبی رود ، سبزی جنگل سرخی بی قرار دلها را
میتوان عشق را بهاری دید حدس زد لحظه های ساده و زیبا را ......
میشود در بهار سبز امید رنگ آواز یک شقایق شد
میشود بعد از این به یاد خدا سبز ماندو دوباره عاشق شد
علی
دلم گرفته ... دلم بد جوری گرفته ...... چرا ؟ .... نمی دونم ... نمی دونم ... و اين خيلی بده ... يه بهونه می خوام برا گريه کردن .... چرا هيچ بهونه ای نيست ...چرا؟؟!!!

در سال هاي بسيار دور در قرن سوم ميلادي شخصي به نام كلوديوس بر روم حكومت مي كرد. او ارتش بزرگي داشت وعلاقه زيادي به كشور گشايي داشت و از تمام مردان خواسته بود كه داوطلب نبرد در جنگ شوند، اما كسي اين كار را نكرد چون همه به همسر و خانواده خود علاقه مند بودند.
كلوديوس عصباني شد و فكر عجيبي به سرش زد، فكر كرد اگر مردان را از ازدواج كردن باز دارد ديگر دلبسته نخواهند شد و همه به ارتش او خواهند پيوست. پس كلوديوس ازدواج را در كشورش غير قانوني وممنوع كرد. در اين ميان كشيشي به نام سنت والنتين بود كه مانند بقيه مردم با اين قانون مخالف بود اوتصميم گرفت زوج هاي جوان را مخفيانه و با يك جشن كوچك به هم برساند. يك اتاق كوچك يك شمع عروس و داماد والنتين و مراسمي كه تماما در نجوا برگزار مي شد. تا اين كه يك شب آنها متوجه صداي پاي سربازان نشدند...
بله والنتين به زندان افتاد و قرار شد محاكمه شود اما مردم دسته دسته به ملاقات او ميرفتند تا بگويند كه آنها نيز مانند او به عشق ايمان دارند. يكي از ملاقات كنندگان هميشگي والنتين دختر نگهبان زندان بود كه توانسته بود هر روز با اجازه پدرش به ديدار او برود آنها گاه تا ساعت ها با هم صحبت مي كردند.تا اينكه روز 14 فوريه سال 269 ميلادي حكم والنتين صادر و او محكوم به مرگ شد. او با نامه كوتاهي از دختري كه هر روز به ملاقاتش مي رفت خداحافظي كرد ...
I Left my Friend a little note : thanking her for her friendship & her loyality .
I signed it : love form your valentine .
اين تارخچه ایه که من از روزه ولنتاین شنیدم ....
فردا ولنتاینه ..
ولنتاینتون مباررررررررررک ک ک ک ک ک 
امیدوارم که روزه خیلی شادی داشته باشین و از اون کسی که واقعا عاشقتونه کادو بگیرین 
من که فردا مثل هر سال در خدمته خانواده ام 
سلام ......
اين کلیپ را يکی از دوستای خوبم برام فرستاده ...
From those around
از آن دورها
I hear a cry
من صداي گريه مي شنوم
A hopeless sigh
يک حسرت نا اميد
I hear their footsteps leaving slow
صداي پاي آنها را مي شنوم که آهسته دور مي شوند
And then i know my soul must fly
و آنگاه متوجه مي شوم که روحم بايد پرواز کند
a chily wind
يک باد خنک
begins to blow
شروع به وزيدن مي کند
within my soul
در ميان روحم
from head to toe
از سر تا پنجه پا
and then last breath
و سپس آخرين نفس
escapes my lips
از لبانم بيرون مي رود
it's time to leave
وقت رفتن است!
and I must go!
و من بايد بروم!
so,it is true
پس درست است !
(but it's too late)
ولي اين خيلي دير است!
They said : Each soul has its given date,
آنها گفتند : براي هر روح تاريخي تعيين شده است .
When it must leave its body's core,
وقتي قرار شد که بدن را ترک کند .
And meet with its Eternal Fate.
و با سرنوشت جاودانه خود ملاقات کند .
Oh mark the word that I do say ,
چيزي که مي گويم بخاطر بسپار ،
Who knows ? Tomorrow could be your day .
چه کسي مي داند ، شايد فردا روز تو باشد !
at last , it comes to heaven or hell
آخر ، به بهشت مي رود يا به جهنم
Decide which now ,
الآن تصميم بگيريد
Do NOT delay !
بهشت يا جهنم ؟
Come on my brothers
برادران من بيائيد .
let's pray ,
اجازه بدهيد نماز بخوانيم
Decide which now ,
الآن تصميم بگيريد ،
Do NOT delay !
تعلل نکنيد
Oh GOD , Oh GOD ! I can not see !
خدايا ، خدايا ، من نمي توانم ببينم !
My eyes are Blind ! Am I still me ?!
چشمانم نابيناست ، آيا هنوز من هستم ؟
Or has my soul been led astray ,
يا روح من به گمراهي کشيده شده است .
And forced to pay a Priceless Fee?
و مجبور شده است که يک هزينه ي بي قيمت بپردازد ؟
Alas to Dust ,
دريغا اي خاک
we all return,
همه ما بر مي گرديم
some shall rejoice ,
عده اي شادي مي کنند
while others burn ,
و عده اي هم سوزانده مي شوند
if only I knew that before
اگر فقط اين را مي دانستم
and came my Turn !
رشته کوتاه مي شد
the line grew short ,
و نوبت من فرا مي رسيد
and now , as beneath the sod
و حالا ، در زير خروارها خاک
They lay me ( with my record flawed ).
مرا خوابانده اند ، (با همه سوابق بدم)
They cry , not knowing , I cry worse
آنها گريه مي کنند ، نمي دانند ، من بدتر گريه مي کنم
For, they go home .
براي اين ، به خانه مي روند .
I face my god ,
من با خدايم روبرو مي شوم ،
oh mark the words
اين کلمات را بخاطر بسپار
That I do say ,
چيزي که من مي گويم ،
who knows ?
چه کسي مي داند
Tomorrow could be your day
شايد فردا روز شما باشد .
at last it comes to heaven or hell
در آخر به بهشت می رود یا به جهنم !
Decide which now ?
تصمیم بگیر کدام ؟
Do NOT delay ,
تاخیر نکن !
Come on my brothers
بیائید برادران من !
let's pray ,
بگذارید عبادت کنیم !
Decide which now ,
تصمیم بگیرید کدام !
Do NOT delay !
تاخیر نکنید !

بازم یکی از عزیزانمو زیر خاک ؛ تو بهشت زهرا تنها گذاشتیمو برگشتیم و من بازم مثل هر بار به این فکر می کردم که یه روز هم نوبت من می شه ....
چرا با این که می دونم یه روزی باید جواب بدم ، بازم گناه می کنم ؟!
چرا هزاران دفعه عهدم و شکستم ؟
چرا حتی سعی نمی کنم که کمی بهتر باشم ؟!
چرا ...؟
وقتی که داشتن عمو رو دفن می کردن ، پیش خودم می گفتم یه روزی هم تورو می زارن تو این خاک ... بعد روت خاک می ریزن سنگ می زارن و بعد هم تنهات می زارن و می رن .... بعد تو می مونی خودت با یه دنیا تاریکی...
The Cross Of Changes
If you understand or if you don’t
If you believe or if you doubt
There’s a universal justice
And the eyes of truth
Are always watching you .
چه درک کنی و چه درک نکنی
چه باور کنی و چه به آن شک داشته باشی
یک رستاخیز جهانی وجود دارد .
و چشمان حقیقت
همواره تو را نگاه می کنند.
Michael Cretu
عيد قربان
اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .
از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .
معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند . مولوي در اين معنا گفته است :
خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد
كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد
در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنكه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند « بديع السموات و الارض است » و خود را با عنوان «فتبارك الله احسن الخالقين» به ما معرفي نموده است . واز سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هرلحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست ./

نميدانم چرا رفتی ...
نميدانم چرا !!! شايد خطا کردم
و تو ... بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نميدانم کجا؟! تا کی؟! برای چه؟!
ولی رفتی ...
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت ،
تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود
و بعد از رفتن تو تمام هستی ام از دست رفت
و من بی تو هزاران بار در لحظه مردم
و بعد از رفتنت دريا چه بغضی کرد
ميدانم تو نام مرا از ياد بردي
و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت:
تو هم در پاسخ اين بی وفاييها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
...
نميدانم چرا !!!
شايد به رسم عادت" پروانگی مان "
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم.

بيدار شو ..
بيدار شو ای دل ؛ بيدار شو ، بگذار هر دو از هم بناليم . بگذار به يادت بياورم درخشندگی روزگاری را که کسانی بودند آزاد و وارسته ، از همه علايق گسسته .کسانی که رفتند برای آزادی ، برای آزادی باورهايمان ، ايمانمان ، عشقمان ، آزادی پروانه هايمان ، آزادی من و تو ، آزادی ...
کليپ خيلی قشنگ به يادت با صدای محمد اصفهانی و شعر قيصر امين پور

هستم اگر مي روم، گر نروم نيستم.
«ما پرنده هاي موهومي هستيم كه در عدم پرواز مي كنيم» پس ما چه هستيم؟ هيچ! هيچ! تنها و تنها پرواز!
و رفتم و رفتم، نه به جايي، كه نميدانستم به كجا؟ رفتم و رفتم تا اينجا نباشم كه ؛هر گاه مي بينم طلوع امروز را در همانجايي هستم كه ديروز نيز بودم، از زبوني و بيهودگي خويش بيزار مي شوم.
ديروز اينجا بودم، امروز اينجايم
پس كي بدنبال او خواهم رفت؟؟؟
کوير
زنده ياد شريعتی

ای فرزند بزرگان مقرب درگاه حق،
ای فرزند راهنمایان راه یافته ؛
ای فرزند نیکان پاکیزه ؛
ای فرزند دریاهای بخشنده ؛
ای فرزند ماه های نور افشان ؛
ای کاش می دونستم کجا منزل گرفته ای ، و چه سرزمین و مکانی این افتخار شاملش شده که تو رو در خود نگهداره ، آیا در کوه رضوانی یا غیر از آن ، یا در ذی طوی .....
خیلی برای من سخته که مردم را ببینم ولی نتونم روی ماه تورو ببینم یا صدای قشنگتو بشنوم .
جانم بقربانت ای پنهانی که از میان ما بیرون نیستی جانم به قربانت ای دور از نظری که از ما دور نیستی جانم به قربانت ای قرین شرف و بزرگواری که برابر نداری
تا کی سرگردان تو باشم ای مولای من و تا کی و به چه زبانی وصف تو گویم .
آیا روز جدائی ما به وعده تو پیوست می شود.
کی می شود که از وصل تو سیراب شويم؟...
از همان روزي كه دست حضرت قابيل /گشت آلوده به خون هابيل
آدميت مرده بود! گر چه.... آدم زنده بود!
از همان روزي كه يوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزي كه با شلاق وخون ديوار چين را ساختند
آدميت مرده بود !گر چه.... آدم زنده بود!
بعد دنيا هي پر از آدم شدواين آسياب گشت وگشت
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت اي دريغ آدميت بر نگشت
محبت ازخدا است وهر که محبت می نماید ، فرزند خداست وخدا را واقعا می شناسد. کسی که محبت نمی کند ،خدا را نمی شناسد زیرا خدا محبت است .»(یوحنا /۷:۴).
سلام..
ممنون از همه شما عزيزانی که برام دعا کردين 
ممنوونم
الان ۲ شبه که نخوابيدم ..آخه ۳تا امتحان پشته هم داشتم .. هنوز هم نهضت ادامه داره .. تا ۹ بهمن ..
![]()
سلام ..........
شب جمعه همگی بخير
اميدوارم که فردا روزه تعطيلی خوفی داشته باشين و امروز هم روزه خوفی براتون بوده باشه هر چند که روزه خوفی برای من نبود.
امروز باباييم دستشو گذاشت لای دستگاه و ۲ تا از انگشتهاشو قطع کرده
![]()
يکيش که ديگه نمی شده پيوند بزنن .. دوميش رو پيوند زدن که اميدوارم عفونت نکنه........
امروز اصلا روزه خوبی نبود .. شنبه هم امتحان دارم هيچی نخوندم
برام دعا کنيد ...
راستی من تا ۹ بهمن امتحان دارم . شايد که نرسم ديگه وبلاگ به روز کنم .
راستی امشب شب جمعه ست
به اميد اين که فردا آخرين روزه انتظار باشه.....
اللهم کن لوليک الحجه بن الحسن صلواتک عليه و علی ابائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا برحمتک يا ارحم الراحمين
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
خدايا ؛
من در كلبه فقيرانه خود
چيزي را دارم
كه تو در عرش كبريايي خود مانند آنرا نداري !!
من چون تويی را دارم
که تو چون خود را نداری
امام سجاد (ع)
سلام
شب جمعه تون بخیر
امیدوارم که فردا ؛ تعطیلی خوفی و داشته باشین و خیلی بهتون خوش بگذره 
من بیچاره که باید بشینم درس بخونم
؛ ( یعنی امیدوارم که بشینم درس بخونم ).
امتحان عملی حشره شناسی دارم.
امروز هم بچه خیلی خوفی بودم .
با بچه ها رفتیم دانشگاه ، برای دوره حشره شناسی ؛
انقدر امروز حشره دیدم و اسم های عجق وجقشونو هی تکرار کردم . دیگه قات زدم ...
برام دعا کنید که امتحانمو خوف خوف بدم ... منم امیدوارم که شما (البته اگر این روزا
امتحان دارین ) 20 بشین ... پیشاپیش از دعای خیر شما ممنونم .
راستی یکی لطف کنه و به من یاد بده که چی جوری می شه آدمک yahoo massenger
را توی قاب وبلاگ قرار داد
.........................ممنونم.........................

خدایا !
خانه قلب من کوچک است
آن را چنان فراخ کن
که پذیرای تو باشد
خانه قلبم ویرانه است ،
آن را مرمت کن
تا در خور تو شود
خانه قلبم آلوده است ،
آن را پاک کن و مطهر گردان
عمیق ترین آرزوی من
زمانی برآورده می شود
که تو همیشه و همیشه در سرای قلبم ساکن شوی
و من هر روزم را در حضور پر نور تو سپری کنم
جی . پی . واسوانی
يه فلش قشنگ به اسم اونی که می خواستی با صدای مرجان

سلام تولد امام رضا را به همه شما دوستای خوفم تبریک می گم
دیروز برف خیلی قشنگی اومد . شهر واقعا خوشگل شده بود . من تا ساعت 3 بعد الظهر کلاس داشتم . وقتی اومدیم بیرون دیدیم تو حیات دانشگاه چه خبره !!!
همه وایسادن برف بازی جاتون خالی کمی( چون خونه یه عالمه کار داشتم ، ) برف بازی کردیم ، خیلی خوش گذشت .
اومدم بیرون دیدم وای از آنجا که عمو جاسبی جان دانشگاه را رو نوک تپه ساخته ، ماشین ها سر بالایی را نمی کشن و باید پیاده بریم .
با بچه ها تا سر بزرگ راه پیاده اومدیم . تا ماشین گیرمون اومد شد حدود ساعت 4.5 . شانس من هم گفت و مسیر بعدی تاکسی تجریش بود . لباس من هم که خیس شده بود داشتم یخ می زدم .
مخصوصا تو کفشم هم آب رفته بود وای تو چمران به طور متوسط هر 5 دقیقه نیم متر جلو می رفتم .
چهار را پارک وی که .... 
دقیقا 1 ساعت و 5 دقیقه طول کشید تا چهار راه پارک وی را رد کنیم .
از این جا به بعد من دیگه پاهامواز مچ به پائین حس نمی کردم
بعد از قرنی بالاخره رسیدم تجریش .
تازه دیدم ؛دیدم باز هم باید پیاده برم چون تاکسی تا قسمتی از راه را بیشتر نمی بره و دیگه اشکم داشت در می اومد . 
هیپیت هورا بالاخره ساعت 7 رسیدم خونه .
راهی رو که همیشه 40 دقیقه طول می کشید . 3 ساعت طول کشید .

باز گشوده شد
ورقي از دفتر زمان
در مکاني به قدمت ارگ بم
باز ناخوانده ماند
تاريخ!
از طبس تا رودبار.......
......
مهتاب
در ابتداي شب
خسته از سرور ميلاد(مسيح)
خفته بود
آسمان غرق ستاره بود
تا پرکندنبود ماه را
در امتدادشبي بلند
انگار شهر در سکوت مرده بود
ارگ بر فراز سالها با خشت وگل
استوار پا بر جا در غرورخويش
در انتظارگذشت زمان
به آينده نظر افکنده بود
کودکان خسته از کاروتحصيل
مردمان
در آرامش يک روز تعطيل
زير سقفي از گل خام
در کنار شعله هاي گرم آتش
آرميده
تا که فردا
سير بينند
کودکان آن چهره ي نان آور
اين محفل گرم
..تا سپيدي
تا نسيم پرتوي
زرين خورشيد
چند مانده
ناگهان
گهواره لرزيد
ارگ ترسيد
بند بند خشتها
آزادلغزيد
امير اميری
دل هر پنجره پر ابر شده باران كو؟
شرشر برگ در آغوش سپيداران كو؟
بغض صد ساله نشسته به گلو گاه سحر
شعر بيدارگري بر لب بيداران كو؟
نفس صبح گرفته ست خروسان خاموش
آن طلوعي كه بريزد به شب ياران كو؟
اخبار هولناک زلزله 7.9 ريشتری تهران
سلام . ميدونم که اين داستان فرضی خيلی طولانيه . اما توصيه
می کنم که بخونيدش . مخصوصا اگر ساکن تهران هستيد . اين
داستان خلاصه شده مقاله ای است که در سايت گويا توسط آقای
علی پژوهنده نوشته شده است .
اخبار هولناک زلزله 7.9 ريشتری تهران،
اخبار هولناک زلزله 7.9 ريشتری تهران
بیایم اخبار این حادثه بسیار عظیم که وقوع آن فاجعه ای انسانی را برای کل بشریت ثبت خواهد کرد فقط چند روز و یا حداکثر چند سال زودتر بخوانیم. بهیچ عنوان کار سختی نیست در حالیکه بسیار مفید است. کافی است جای اخبار زلزله 3و6 ریشتری یک شهرستان 100000 نفری را با اخبار زلزله یک شهر 12 میلیون نفری بر روی چند گسل بسیار خطرناک با زلزله ی بسیار محتمل و بقدرت 7.9 ریشتری عوض کنیم. آیا آنچه ذیلا نگاشته شده سخن به اغراق است؟
اخبار هولناک زلزله 7.9 ریشتری تهران
براساس خبر خبرنگاران خارجی مستقر در تهران قربانيان زلزله 7و نه دهم ريشتري صبح روز جمعه در شهرتهران، احتمالا به بیش از یک ملیون نفر بالغ خواهد شد. گزارش هاي نیمه رسمی تاکنون مرگ 200000 نفر را تاييد کرده اند. زلزله بجز پنج یا شش بيمارستان تمامی بیمارستانهای دیگر تهران را تخريب کرده که باعث بروز کندي امداد رساني به مجروحان شده است. مجروحاني که بنابه گزارش هاي رسيده حال اغلب شان وخيم گزارش شده است سایت باستان خبر در اينباره گزارش مي کند که بیشتر آثار باستانی و موزه های تهران نيز در زلزله صبح امروز به شدت آسيب ديد و تقريبا به طور کامل تخريب شد. به گزارش این سایت معاون استاندار که بعلت کشته شدن استاندار وظایف اور را بعهده گرفته با اعلام اين مطلب گفت متاسفانه در زلزله صبح امروز تهران بيش از ۶۰ درصد خانه ها تخریب گردیده براساس گزارش شبکه های خبری غرب، اين زلزله بنابه اظهار مقامات ايراني 7.3 ريشتر بوده است، در حاليکه يک مرکز زمين شناسي آمريکايي قدرت آن را 7.9 ريشتر اعلام کرده است. خبرگزاري اسلامي، از پس لرزه هاي اين زمين لرزه خبر مي دهد، اين خبرگزاری مي نويسد پس لرزه هاى زمين لرزه بزرگي که بامداد جمعه شهر تهران را بشدت تکان داد، همچنان اين منطقه را مي لرزاند.
موسسه ژئو فيزيک دانشگاه در ساعت 3 و25 دقيقه و۳۲ ثانيه بامداد جمعه وقوع پس لرزه بزرگي را در منطقه ثبت کرد.
بزرگي اين پس لرزه ۳ / ۵ درجه درمقياس امواج دروني " ريشتر" بود. زمين لرزه بامداد جمعه در تهران ،9 / 7 درجه در مقياس امواج دروني (ريشتر) بزرگي داشت . اين زمين لرزه در ساعت 3 و ۲5 دقيقه و۵۹ ثانيه بامداد جمعه به وقت تهران به وقوع پيوست .
پس از گذشت کمتر از 24 ساعت از بروز این فاجعه انسانی، تقریبا تمامی کشورهای جهان ضمن ابراز همدردی با مردم ایران آمادگی خود را برای انتقال مجروحان به بیمارستانهای کشورهای متبوع خود اعلام نموده اند. با توجه به از هم پاشیدگی دولت مرکزی ایران، سازمانها ی کمک رسان بین المللی در صدد قانع کردن دبیر کل سازمان ملل برای صدور اجازه ورود بدون روادید به ایران تحت نظارت این سازمان هستند.
گزارشهای تایید نشده حاکی است بغیر مدیران تراز بالایی کشور اکثر قریب به اتفاق مدیران و کارمندان میانی و پایینی کشور جزء مجروحان و کشته شدگان هستند که این امر اختلال جدی در امر امدارسانی ایجاد نموده است. بسیاری از پمپ بنزینها و ساختمانها در شعله های آتش میسوزند و بدلیل نبود راه دسترسی و نیز تخریب کلیه امکانات آتش نشانی امکان اطفاء آنها نیست. مهیب ترین حریق مربوط به پالایشگاه نفتی نزدیک شهر است که ستون عظیمی از دود و آتش از آن بلند است.
خبرنگاران خارجی که از صحنه حادثه بازدید بعمل آورده اند از آن بعنوان بزرگترین فاجعه انسانی که در یک روز اتفاق افتاده یاد نموده اند . برج میلاد که از آن بعنوان شاهکار مهندسی ایران یاد میشد و زمان کوتاهی از افتتاح آن می گذشت نیز از حالت قائم خارج شده و فرو ریزی قسمت های سنگین فلزی بالای برج بروی بیمارستان و هتل ساخته شده در زیر آن مناظر رعب آوری را ایجاد نموده است. خبرنگاران خارجی که در حال حاضر پوشش خبری شهر را با تجهیزات خود بر عهده دارند می گویند بهیچ عنوان امکان بازسازی شهر ممکن نیست و شهری کاملا جدید با يداز نو ساخته شود.
آب، برق، و گاز و تلفن قطع است، شبکه های تلویزیونی بطورکامل از کار افتاده اند و فقط صدای رادیوی یکی دو استان مجاور شنیده میشود.نیروهای نظامی سایر شهرها در تهران مستقر شده اند و در امر امداد رسانی به کمک دیگران شتافته اند. مردم نیز از سایر شهرهای ایران بسوی تهران سرازیرند. اما تقریبا همه چیز در این شهر ویران فرو پاشیده و گرمای 40 درجه ای هوا در روز میرود تا در روزهای آتی بر وخامت اوضاع بیافزاید. فرودگاههای کوچک و بزرگ تهران بگونه ای تخریب شده که فقط برای فرود هلی کوپتر مناسب است، با روشن شد ن هوا عمق فاجعه بیشتر قابل لمس است، خیابانها مملو از جنازه زن و مرد و کودک است. از بسیاری از ساختمانها صدای شیون و درخواست کمک بگوش میرسد ، اما جنگل در هم تنیده ای از آهن و آجر و سیمان و ضع بسیار ناامید کننده ای را برای نجات آنان ایجاد نموده است.
وزير كشور: هنوز آماري از تلفات زلزله وجود ندارد
خبرگزاري ايرانی
سرويس سياسي
این خبرگزاری که از طریق تلفن ماهواره ای خبرنگاران خارجی اخبار فاجعه انسانی شهر تهران را گزارش میکند از قول وزیر کشور اعلام كرد:« هيچ آماري از تلفات به لحاظ اينكه تخميني در اين خصوص انجام نشده، مشخص نيست.» به گزارش خبرنگار خبرگزاري ايرانی حجت الاسلام موسوي لاري بعد از ظهر امروز (جمعه)بعد از جلسهي ستاد حوادث غيرمترقبه كه با حضور رييس جمهور در اداره کل وزارت كشور در شهرستان قم برگزار شده بود، با بيان اين مطلب افزود:« متاسفانه امروز ساعت 3:25 دقيقه صبح حادثهي دلخراش زلزله در شهر تهران اتفاق افتاد كه به دنبال آن تعداد زيادي از هموطنانمان دچار آسيب شدند.» وي افزود:« تا جايي كه به من گزارش دادهاند بيش از 70 درصد مناطق مسكوني شهر تهران تخريب شده و عده اي زيادي زير آوار هستند كه عدد و رقم دقيق آن را در حال حاضر نميتوان اعلام كرد و بايد تا پايان كار امدادرساني منتظر ماند.»
وي خاطرنشان كرد:« از همان لحظات اوليه كه خبر منتشر شد، معاون عمراني وزير كشور (مهندس معینی) دبير ستاد حوادث در وزارت كشور كارها را دنبال كردند و از خود استان هم معاون استاندار ستاد حوادث استان را فعال كرد و استانهاي معين قم، سمنان، قزوین، كرمان، اصفهان، فارس، هرمزگان، سيستان و بلوچستان، يزد و خراسان امكانات امداديشان را به منطقه اعزام كردند.» وزير كشور افزود:« كار امدادرساني از صبح شروع شده است. نيروهاي مسلح سپاه و ارتش به صورت فعال حضور پيدا كردهاند. بسيج و نيروي انتظامي نيز در اين زمينه همكاري دارد و در حال حاضر نيز ستاد حوادث با مسووليت معاون استاندار در شهر تهران مستقر است.»
لاري درباره ي مشكل عمده اي كه در اين زمينه وجود دارد اظهار داشت:« حجم وسيع تخريب و تعداد زياد آسيب ديدگاني كه هنوز زير آوار هستند و امكانات انتقال مجروحين محدود است و بهرغم آنكه هوانيروز، هلال احمر، سپاه پاسداران، ارتش و نيروي انتظامي، بالگردهايشان را به منطقه اعزام كردهاند اما اين تعداد به نسبت نياز، بسيار كم است.» وزير كشور همچنين خاطرنشان كرد:« نگراني عمده ي ما وضعيت امشب است؛ زيرا عدهي زيادي زير آوار هستند و عدهاي كه از آوار بيرون آورده شده اند، نيز مشكل دارند.»
وي بااشاره به آنچه در ستاد حوادث كشور به اطلاع رييسجمهور رسانده شد گفت:« اين مسايل عمدتا مربوط به رسيدگي به فوريتهاي فعلي بود كه از طريق ستاد حوادث مستقر در شهر تهران به ما منتقل شده بود.»
وي در ادامه افزود:« مهمترين مساله وسيلهي هوايي نقل وانتقال بود كه ارتش و سپاه وعده كردند و وزير راه نيز در جلسه حضور داشت تا به سرعت، تعداد بيشتري هلیکوپتر كه براي انتقال مجروحين موثر است را به منطقه بفرستند و اين اولويت اصلي ماست.»
لاري خاطرنشان كرد:« مساله ي مهم اين است كه با يك نظم و سازماندهي دقيق و با تجربهي همكاران در امر امدادرساني امشب بتوانيم از تمام ظرفيت براي كساني كه زير آوار هستند استفاده كنيم.»
وزير كشور يادآور شد:« برق شهر تهران كاملا قطع است و هواي منطقه نیز بشدت گرم است. لذا ما نگران كساني هستيم كه در طول روزهای بعد در زير آوارها هستند. از اين رو همه ي تلاشها روي دو اولويت نجات كساني كه زير آوار هستند و انتقال مجروحين به مناطق مختلف متمركز شده است.»
وي ادامه داد:« بيمارستانهاي مختلف در سطح كشور براي پذيرش مجروحين آماده شده است و در حال حاضر بيمارستانهاي شهرهاي اصفهان، شيراز، بندرعباس، زاهدان، مشهد، يزد و دیگر شهرها براي پذيرش آسيبديدگان آماده هستند.» وزير كشور همچنين خبر داد كه امشب به همراه برخي اعضاي هيات دولت (وزراي راه و صنايع) و برخي معاونين وزرا به تهران ميرود.
وي ادامه داد:« احتمالا فردا معاون اول رييس جمهور و جمعي ديگر براي رسيدگي به اين مساله در منطقه حاضر خواهند شد.»
وي با اعلام اينكه همه ي ظرفيتها براي كاهش سطح خسارات اين حادثه به كار گرفته شده است، درباره ي دريافت كمكهاي بين المللي نيز اظهار داشت:« در تلاش هستیم با راه اندازی فرودگاه بين المللي امام خمینی بطور موقت امکان ورود کمکهای خارجی را فراهم نماییم . همچنین وزارت خارجه که دفتر موقت آن در شهر قم ( بلحاظ نزدیک بودن به تهران) ایجاد شده به سازمان ملل این اجازه را داده تا کمکهای خارجی تحت نظارت این سازمان بصورت مستقیم و بدون نیاز به رواید به این فرودگاه حمل شود وی زمان راه اندازی فرودگاه را حداکثر 10 روز آینده اعلام و اظهار امیدواری کرد برادران بسیجی هر چه زودتر بتوانند این مهم را به انجام برسانند.
وي درباره ي مهمترين كمكهايي كه شايد بتوان از طريق كمكهاي بينالمللي به آن تكيه كرد، بر امكانات زندهياب تاكيد كرد و افزود:« همچنين وسايل پزشكي و درماني و همچنين امكاناتي مانند چادر و پتو براي ايجاد سرپناه مورد نياز است.» وي همچنين از ژنراتورهاي كوچك برق نيز به عنوان ديگر وسيلهاي كه براي امدادرساني در منطقه مورد نياز خواهد بود نام برد.
با توجه به میزان تلفات و عدم هر گونه چاره اندیشی از قبل، به نظر می رسد هیچ نوع مدیریت انسانی قادر به کنترل اوضاع این شهر مصیبت زده نباشد. تمامی امدادگران با وقوف به این امر با نهایت تلاش در صدد تا آنجا که ممکن است و به هر میزان از مجروحین را با هر وسیله از شهر دور نمایند زیرا با گرمتر شدن هوا در طول روز و گذشت زمان و فساد اجساد کشته شدگان و بوی بسیار زننده ناشی از فساد صدها هزار جسد دفن نشده و بروز بیمارهای عفونی، تخلیه شهر از سوی مردم و نیرهای امدای دور از انتظار نیست. در چنین صورتی، فقط باید برای ثبت حوادث در تاریخ به انتظار نشست زیرا دستکم تا زمان سرد شدن هوا و یا پوسیدن کامل اجساد بجا مانده کاری از هیچکس ساخته نیست.
خدا اين رمز اعلائی که دو معجزه حيات و وجود از او سر زده است ، بهمان گونه که ، خود را از برابر چشم کسی که ، جز فهميدن ، نمی فهمد ، پنهان می دارد . بهمان اندازه ، خود را در برابر کسی که ، جز دوست داشتن ، نمی فهمد ، آشکار می کند .
شهر تاريخی بم با خاک يکسان شد !!


خدای مهربون من چرا آخه چرا ؟؟؟

بياين همه مون برای مردم بم دعا کنيم .. دعا کنيم که خدا بهشون صبر بده ، يه صبر عظيم که بتونن تحمل کنن 

![]()
-بيش از 60 در صد خانه ها در شهر باستانی بم ويران شده است
ـ قربانيان زلزله 6 و هفت دهم ريشتري صبح روز جمعه در شهرستان بم، احتمالا به 10000 نفر بالغ خواهد شد.
ـموسسه ژئو فيزيک دانشگاه تهران در ساعت ۶ و۳۶ دقيقه و۳۲ ثانيه بامداد جمعه وقوع پس لرزه بزرگي را در منطقه ثبت کرد.
ـ
ـ ارگ تاريخي بم بزرگترين مجموعه خشتي جهان نيز در زلزله صبح امروز شهرستان بم به شدت آسيب ديد و تقريبا به طور کامل تخريب شد.
يه فاجعه .... يه مصيبت ... يه غم بزرگ
اگر اين زلزله تو يه کشور پيشرفته اتفاق می افتاد .. چند تا قربانی می گرفت ؟ ۱۰۰۰۰ نفر ؟!!!!!!!
نظرات ()













